علي الجلابي الهجويري الغزنوي
94
كشف المحجوب ( فارسى )
كماشت و آنان كى بديشان حاجتى داشتند حاجت خود فروكذاشتند بار خدايا تو زندهء و پايندهء و دانندهء و بينندهء غنودن و خواب بر تو روا نيست و آنك ترا بدين صفت نشناسد * هيچ نعمت را سزا نيست اى آنك چيزى ترا از چيز ديكر باز ندارد و شب و روز اندر بقاء تو خلل نيارد درهاى رحمتت كشادست بر آنك ترا دعا كند و خزينههايت جمله فداى آنست كه بر تو ثنا كويد تو آن خداوندى كى ردّ سايل بر تو روا نباشد * چون مؤمنى دعا كند و بر دركاهت سايل را بازدارندهء نباشد از خلق زمين و آسمان بار خدايا چون مرك و كور و حساب را ياد كنم چكونه دل را به دنيا شاد كنم و چون نامه را ياد كنم چكونه با چيزى از دنيا قرار كنم و چون ملكالموت را ياد كنم چكونه از دنيا بهره پذيرم پس از تو خواهم از آنچ ترا دانم و از تو جويم از آنچ ترا * مىخوانم راحتى اندر حال مرك بىعذاب و عيشى اندر حال حساب بىعقاب اين جمله مىكفتى و مىكريستى تا شبى وى را كفتم اى سيّدى و سيّد آبائى چند كريى و * تا چند خروشى كفت اى دوست يعقوب را يك پسر كم شد چندان بكريست كه * نابينا شد و چشمها سپيد كرد و من هژده كس را با پدر خود يعنى حسين و قتيلان كربلا كم كردهام كم از ان بارى نباشم كه بر فراق ايشان چشمها سفيد كنم اين مناجات به عربيّت سخت فصيحست امّا ترك تطويل را معانى آن بپارسى بياوردم تا مكرّر نشود و باز به جائى ديكر آن را بيارم ان شاء اللّه ربّ العالمين امام جعفر صادق ) ع ( - ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق ) ع ( [ ابو محمّد جعفر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ] و منهم و نيز سيف سنّت و جمال طريقت و معبّر معرفت و مزيّن صفوت ابو محمّد جعفر بن على بن