علي الجلابي الهجويري الغزنوي

85

كشف المحجوب ( فارسى )

دون حقّ جلّ جلاله كى وى خود بندكان خود را چنانك خواهد مىدارد هركاه كى يقين تو صادق بود چنانك موسى عم دختر شعيب را عم بر حالى هرچه صعب‌تر بكذاشت و به خداوند تسليم كرد و ابراهيم هاجر و اسماعيل را بر داشت عليهم السلام و بوادى غير ذى زرع برد و به خداوند جلّ جلاله تسليم كرد و مر ايشان را اكبر شغل خود نساختند و همه دل در حقّ تعالى بستند تا مراد دو جهان برآمد اندر حال بىمرادى بتسليم امور به خداوند عزّ و جلّ و مانندست اين سخن بدانك على كفت كرّم اللّه وجهه مر سايلى را كى از وى پرسيده بود كى پاكيزه‌ترين كسبها چيست كفت غناء القلب باللّه و هر دل كه به خداى تعالى توانكر باشد نيستى دنيا وى را درويش نكرداند و هستى آن شادى نياردش و حقيقت آن به فقر و صفوت بازكردد و ذكر آن كذشت پس اهل اين طريقت اقتدا به دو كنند در حقايق عبارات و دقايق اشارات و تجريد از معلوم دنيا و نظاره اندر تقدير حقّ و لطائف كلام وى بيش از آنست كى بعدد اندر آيد و مذهب من اندرين كتاب اختصارست و باللّه التوفيق باب فى ذكر ائمّتهم من اهل البيت و اهل بيت پيغامبر عم آنان كى به طهارت اصلى مخصوصند هر يكى را اندرين معانى قدمى تمامست و جمله قدوهء اين طايفه بوده‌اند خاصّ و عامّ ايشان و من از روزكار كروهى ازيشان طرفى بيان كنم ان‌شاءالله عزّ و جلّ منهم جكربند مصطفى و ريحان دل مرتضى و قرّة العين زهرا ابو محمّد الحسن بن على كرّم اللّه وجهه وى را اندرين طريقت نظرى تمام بود و اندر دقايق عبارات حظّى وافر تا