علي الجلابي الهجويري الغزنوي
69
كشف المحجوب ( فارسى )
نيامده بود و وحى به دو نپيوسته به نزديك همه نيكنام بود و بزرك و چون خلعت دوستى در سر وى افكندند خلق زبان ملامت به دو دراز كردند كروهى كفتند كاهنست و كروهى كفتند شاعرست و كروهى كفتند كاذبست و كروهى كفتند مجنونست و مانند اين خداى عزّ و جلّ صفت مؤمنان ياد كرد و كفت ايشان از ملامت ملامتكنندكان نترسند لقوله تعالى وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ و سنّت بار خداى عالم جلّ جلاله * همچنين رفتست كى هر كه حديث وى كند عالم را بجمله ملامتكنندهء وى كرداند و سرّ وى را از مشغول كشتن به ملامت ايشان نكاه دارد و اين غيرت حقّ باشد كه دوستان خود را از ملاحظهء غير نكاه دارد تا چشم كس بر جمال حال ايشان نيفتد و از رؤيت ايشان مر ايشان را نكاه دارد تا جمال خود نبينند و به خود معجب نشوند و به آفت عجب و تكبّر اندر نيفتند پس خلق را بر ايشان كماشتند تا زبان ملامت بر ايشان دراز كردند و نفس لوّامه را اندر ايشان مركّب كردانيده تا مر ايشان را * بر هر چه مىكنند ملامت مىكنند * اكر بد كنند به بدى و اكر نيك كنند بتقصير كردن و اين اصلى قويست اندر راه خداى عزّ و جلّ كى هيچ آفت و حجاب نيست اندرين طريق صعبتر از آنك كسى به خود معجب كردد و اصل عجب از دو چيز خيزد يكى از جاه خلق و مدح ايشان و آنك كردار بنده خلق را پسند افتد بر خود مدح كويد * و خود را شايسته داند بدان معجب شود و ديكر كردار كسى * مر كسى را پسند افتد * بر وى مدح كنند بدان معجب شود خداوند تعالى بفضل خود اين راه بر دوستان خود بربست تا معاملتشان اكرچه