علي الجلابي الهجويري الغزنوي

68

كشف المحجوب ( فارسى )

صاحب معلوم بود و فقير تارك معلوم فقر عزّ باشد و مسكنت ذلّ و صاحب معلوم اندر طريقت ذليل باشد كى پيغمبر عم كفت تعس عبد الدرهم و تعس عبد الدينار و تعس عبد الخميصة و القطيفة و تارك المعلوم عزيز باشد كى اعتماد صاحب المعلوم بر معلوم بود و اعتماد * بىمعلوم بر خداوند تعالى و چون صاحب معلوم را شغلى افتد بمعلوم رود و چون تارك معلوم * را شغلى افتد به خداوند تعالى رود و باز كروهى كفته‌اند كى مسكين فاضل‌تر از آنچ پيغمبر كفت عم اللّهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين چون پيغمبر عم مسكنه را ياد كرد كفت يا ربّ به مرك و زندكانى مرا از مساكين دار و چون فقر را ياد كرد كفت كاد الفقر ان يكون كفرا و فقير آن بود كى متعلّق سببى بود و مسكين آنك منقطع الاسباب باشد و اندر شريعت به نزديك كروهى از فقها فقير صاحب بلغه بود و مسكين مجرّد و به نزديك كروهى مسكين صاحب بلغه بود و فقير مجرّد پس اينجا اهل مقامات مسكين را صوفى خوانند و اين اختلاف باختلاف فقها رضى اللّه عنهم متّصلست به نزديك آنك فقير مجرّد بود و مسكين صاحب بلغه فقر فاضل‌تر از صفوت و به نزديك آنك مسكين مجرّد بود و فقير صاحب بلغه صفوت فاضل‌تر از فقر اينست احكام اختلاف ايشان اندر فقر و صفوت بر سبيل اختصار و اللّه اعلم بالصواب باب بيان الملامة كروهى از مشايخ طريق ملامت سپرده‌اند و مر ملامت را اندر خلوص محبّت تاثيرى عظيمست و مشربى تمام و اهل حقّ مخصوصند به ملامت خلق از جمله عالم خاصّه بزركان اين امّت كثّرهم اللّه و رسول عم كى مقتدا و امام اهل حقايق بود و پيشرو محبّان تا برهان حقّ بر وى پيدا