علي الجلابي الهجويري الغزنوي
66
كشف المحجوب ( فارسى )
نه قمع و نه قهر و نه صحو و نه محو آنكاه ايشان نامى طلبند ضرورتى تا بران معنى برسند كى اندر تحت اسم نيايد و مستعمل صفت نكردد آنكاه هر * كسى نامى را كى معظّمتر باشد به نزديك ايشان بر ان معنى برسند و اندر آن اصل تقديم و تاخير روا نباشد كه كسى كويد كه آن مقدّم يا اين مقدّم كى تقديم و تاخير اندر تسميات واجب كند پس كروهى را نام فقر مقدّمتر نمود بر دلشان معظّمتر بود از آنچ تعلّقشان بكدازش و تواضع بود و كروهى را نام صفوت مقدّم نمود بر دلشان معظّم بود از آنچ برفع كدورات و فناء آفات نزديكتر بود و مرادشان ازين دو تسميه اعلام خواستند * و نشان از ان معنى كى عبارت از ان منقطع شود و با يكديكر اندر آن به اشارت سخن مىكفتند و كشف وجود خود را باتمام اعلام كردند مر اين كروه را اختلاف نيفتاد اكر عبارت از فقر آرند يا از صفوت باز اهل عبارت و ارباب اللسان كى از تحقيق آن معنى بىخبر بودند اندر مجرّد عبارت سخن رفت يكى را مقدّم كردند و يكى را مؤخّر و اين هر دو عبارت بود پس آن كروه رفتند با تحقيق معانى و اين كروه ماندند در ظلمت عبارت و در جمله چون كسى را آن معنى حاصل بود و مر آن را قبلهء دل خود كردانيده باشد اكر او را فقير خوانند يا صوفى هر دو نام اضطرارى باشد مر آن معنى را كه اندر تحت اسم نيايد و اين اختلاف از وقت ابو الحسن شمعون باز است رخ كه وى چون اندر كشفى بودى كى تعلّق به بقا داشتى فقر را بر صفوت مقدّم نهادى و باز چون