علي الجلابي الهجويري الغزنوي
57
كشف المحجوب ( فارسى )
يكى صاحب مشاهدت و ديكر صاحب مجاهدت آن يكى در عمر خود نپوشيدى مكر آن پارها كه اندر سماع درويشان خرقه شدى و اينك صاحب مجاهدت بود نپوشيدى مكر آن پارها كه در حال استغفار * كى جرمى كرده شده بودى خرقه شدى تا زينت ظاهرشان موافق سيرت باطن بودى و اين پاس داشتن حال باشد ، و شيخ محمّد بن خفيف رض بيست سال پلاسى درشت پوشيده و هر سال چهار چهله بداشتى و اندر هر * چهل روز تصنيفى بكردى از غوامض علوم حقايق اندر وقت وى پيرى بود از محقّقان علماى طريقت به نزديك پارس نشستى وى را محمّد زكريا كفتندى هركز مرقّعه نپوشيدى از شيخ محمّد پرسيدند كى شرط مرقّعه چيست و داشتن آن مر كرا مسلّم است كفت شرط مرقّعه آنست كى محمّد زكريا در ميان پيراهن سفيد بجاى مىآرد و داشتن آن او را مسلّمست فصل [ دو سبب در ترك جامهء پشمين ] امّا ترك عادت اين طايفه شرط طريق ايشان نباشد و آنچ ايشان اندر حال جامهء پشمين كمتر پوشند دو * معنى است يكى آنك پشمها شوريده شده است و چهارپايان اندر غارتها از جاى بجاى افتاده و ديكر آنك كروهى از مبتدعه مر جامهء پشمين را شعار كردهاند و خلاف شعار مبتدعان اكرچه خلاف سنّت بود سنّت بود امّا تكلّف اندر دوختن * بدان سبب روا دارند كى جاه ايشان اندر ميان خلق بزرك كشت هركسى خود را مانندهء ايشان كردانيدهاند و مرقّعهء اندر پوشيده و افعال ناخوب