علي الجلابي الهجويري الغزنوي
52
كشف المحجوب ( فارسى )
صلاح بر دست كيرند و ابتداء حال ايشان بر مجاهدت و حسن معاملت بود و كروهى ديكر را مروّت انسانيّت و ظرف مجالست و حسن سيرت بافعال ايشان راه نمايد تا زندكانى ظاهر ايشان ببينند آراسته بظرف و مروّت با مهتران به حرمت و با كهتران فتوّت و با اقران خود * حسن معاشرت آسوده از طلب زيادت و آرميده با قناعت قصد صحبت ايشان كنند * و طريق جهد و تعب طلب دنيا بر خود آسان كنند و خود را به فراغت از جملهء نيكان كنند و كروهى ديكر را كسل طبع و رعونت نفس و طلب رياست بىآلت و مراد تصدّر بىفضل و جستن تخصيص بىعلم راه نمايد بافعال ايشان و پندارد كى جز اين كار ظاهر هيچ كارى ديكر نيست قصد صحبت ايشان كند و ايشان بخلق و كرم وى را مداهنت همىكنند و به حكم مسامحت با وى زندكانى * مىكزارند از آنچ اندر دلهاء ايشان * از حديث حقّ هيچ چيز نباشد و بر تنهاى ايشان از مجاهدت طلب طريقت هيچ نه و خواهند تا خلق مر ايشان را حرمت دارند چنانك محقّقان را و ازيشان بشكوهند چنانك از خواصّ خداوند عزّ و جلّ و بصحبت و تعلّق بديشان آن خواهند كى آفات خود را در صلاح ايشان پنهان كنند و جامهء ايشان اندر پوشند و آن جامهاء بىمعاملت بر كذب ايشان مىخروشند لقوله تعالى كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ و اندرين زمانه اين كروه بيشترند پس بر تو بادا كى هر چه از ان تو نكردد تو قصد آن نكنى كه اكر هزار سال تو بقبول طريقت بكوئى چنان نباشد كى يك لحظه طريقت ترا قبول كند كى اين كار بخرقه نيست