اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1912
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
مىشود ، و ايشان دم از دوستى تو مىزنند . چون با ايشان ديدار كنى ، ايشان را كشتار كن . على گفت : نشان ايشان چيست يا رسول خدا ؟ گفت : نشان ايشان آنكه ابو بكر و عمر را دشنام دهند ! ص 552 ، س 27 : لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي . . . لا بد خليفت كند ايشان را در زمين چنان كه خليفت كرد آن كسها كه پيش از ايشان بودند . ص 553 ، س 16 : انه احب . . . او محبوبترين بندگان من است . او را از من درود بفرست . ما به او آگاهى داديم كه وى جانشين تو در اين سراى و آن سراى است . ص 554 ، س 7 : مروا ابا بكر . . . ابو بكر را گوييد كه با مردم نماز بخواند . ص 554 ، س 24 : الخلافة بعدى . . . خلافت پس از من سى سال خواهد بود ، و پس از آن بدل به پادشاهى خواهد شد . ص 554 ، س 27 : ارحم امتى . . . مهربانترين كسان من براى امتم ، ابو بكر است . ص 554 ، س 28 : يا رسول الله . . . اى پيامبر خدا ، جانشين معين كن . . . گفت : خدا پس از من جانشين من است . ص 556 ، س 19 : لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ . . . از ميان شما برابر نيستند كسانى كه پيش از پيروزى ، دارايى خود را در راه خدا هزينه كنند و كارزار كنند . آنها بلندپايهتر از آناناند كه پس از پيروزى هزينه كنند و بجنگند و خدا به همه نويد نيك مىدهد . ص 556 ، س 24 : وَ كُلًّا وَعَدَ . . . خدا به همه نويد نيكو يعنى بهشت را داد . ص 556 ، س 24 : السَّابِقُونَ . . . پيشىگيرندگان نخستين از مهاجران و ياران . ص 556 ، س 26 : وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ . . . و كسانى كه با نيكى از پى ايشان بروند .