اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1913

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 556 ، س 28 : اصحابى كالنجوم . . . ياران من ستارگان را مانند ؛ به هركدام رهبرى جوييد ، راه يافته هستيد . ص 557 ، س 1 : و علامات . . . و نشانه‌هايند و با ستارگان رهنمون مىشوند . ص 557 ، س 3 : لا تسبوا اصحابى . . . ياران مرا دشنام ندهيد كه اگر يكى از شما همهء دارايى روى زمين را هزينه كند ، به مرز يا نيمى از نيكى ايشان نرسد . ص 558 ، س 5 : الى اين . . . به كجا اى محمد ؟ به نزد تو اى ابو بكر . ص 558 ، س 14 : اشهد ان . . . گواهى مىدهم كه خدايى جز خدا نيست و تو فرستادهء خدايى . ص 558 ، س 15 : ما دعوت احدا . . . هيچ‌كس را به اسلام نخواندم جز اينكه او را كبرى بود مگر ابو بكر كه هيچ تكبر نكرد . ص 560 ، س 1 : فَلا وَ رَبِّكَ . . . سوگند به پروردگار تو كه باور نياورند تا ترا در ناسازگاريهاى خويش داور سازند . ص 560 ، س 2 : وَ إِذا قِيلَ . . . چون گفته شود به ايشان كه : بياييد به آنچه از سوى خدا فرود آمده است و به نزد پيغامبر خدا ، دورويان را روگردان مىبينى رو گرداندنى . ص 560 ، س 3 : قُلْ إِنْ كُنْتُمْ . . . اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . ص 560 ، س 4 : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ . . . هركه از پيغامبر پيروى كند ، از خدا پيروى كرده است و ما ترا نگهبان ايشان نساخته‌ايم . ص 560 ، س 6 : لو روده الى . . . اگر فروگذاشتندى تا رسول بگويدى آن را و با آن كسها كه از