اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1911
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 546 ، س 26 : و مثلهم فى الانجيل . . . مثال ايشان در انجيل مانند گياهى است ، يعنى محمد كه جوانه زند يعنى ابو بكر صديق ، پس پشتوانه گيرد يعنى عمر ؛ پس استوار گردد يعنى عثمان ، پس بر ساقهها راست ايستد يعنى على . ص 47 - 546 ، س 29 : و العصران . . . سوگند به روزگار كه مردم زيانكارند ، يعنى ابو جهل ؛ مگر كسانى كه باور آورند ، يعنى ابو بكر صديق ؛ و كار نيك كنند ، يعنى عمر ؛ و يكديگر را به درستى سفارش كنند ، يعنى عثمان ؛ و يكديگر را به شكيبايى سفارش كنند ، يعنى على . ص 547 ، س 3 : و التين ابى بكر . . . انجير يعنى ابو بكر ؛ زيتون يعنى عمر ؛ طور سينين يعنى عثمان ؛ و اين شهر امين يعنى على . و شكيبايان محمد ؛ راستگويان ابو بكر ؛ دعا كنان يعنى عمر ؛ انفاقكنندگان يعنى عثمان ؛ و آمرزش خواهان به پگاه يعنى على . ص 547 ، س 20 : يا على . . . يا على ، اگر به اين پير برخورديم ، روز رستاخيز ، نزد خدا بهانهاى نباشد . ص 548 ، س 15 : لا اغنى عنهما . . . از آن دو بىنياز نيستم ، و آن دو مانند گوش و چشماند براى من . ص 549 ، س 12 : ان فى السماء . . . در آسمان دنيا هفتاد هزار فرشتهاند كه براى دوستاران ابو بكر و عمر دعا مىكنند ؛ و در آسمان دوم هفتاد هزار فرشتهاند كه دشمنان ابو بكر و عمر را نفرين مىكنند ؛ و در آسمان سوم هفتاد هزار فرشتهاند كه براى دوستاران عثمان و على دعا مىكنند ؛ و در آسمان چهارم هفتاد هزار فرشتهاند كه دشمنان عثمان و على را نفرين مىكنند ؛ و در آسمان پنجم هفتاد هزار فرشتهاند كه براى ياران من دعا مىكنند ؛ و در آسمان ششم هفتاد هزار فرشتهاند كه دشمنان ياران مرا نفرين مىكنند ؛ و در آسمان هفتم هفتاد هزار فرشتهاند كه براى دوستاران خاندان من دعا و بر دشمنان ايشان نفرين مىكنند . ص 552 ، س 19 : يا على يظهر . . . اى على ، در آخر زمان گروهى پيدا شود كه به ايشان رافضيان گفته