اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1897

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ربع دوم ص 471 ، س 12 : وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ . ( در متن ما نادرست چاپ شده ) و خداوند تو بر بندگان ستمكار نيست . ص 471 ، س 15 : إِنَّ اللَّهَ لا . . . خدا به‌اندازهء ذره‌اى ستم نمىكند . ص 472 ، س 9 : فَعَّالٌ لِما . . . خدا انجام‌دهندهء آن چيزى است كه مىخواهد . ص 472 ، س 11 : يفعل ما هو . . . آن كارى را انجام مىدهد كه براى بندگان شايسته‌تر است و حكمى مىكند كه براى ايشان بهتر است . ص 474 ، س 4 : و القول بالاصلح . . . قول به اصلح مايهء پايان يافتن قدرت و تمام شدن محتواى خزاين و عاجز شدن خدا مىگردد كه وجودش از همهء اين‌ها پاك و برتر است . ص 475 ، س 7 : وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ . . . و خداوند داراى فضل بسيار است . ص 477 ، س 27 : نية المؤمن . . . نيت مؤمن بهتر از كردار اوست و نيت كافر بدتر از كردار او . ص 478 ، س 10 : الفراق بعد . . . فراق پس از وصال سخت‌تر از هر شكنجه‌اى است ؛ و وصال پس از