اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1869

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

عزت از دلبستگى به عزت است ، و تو خوارى را از ترس خوارى برگزيدى . اين است كيفر كسى كه با وصيت خدا مخالفت كند . ص 236 ، س 28 : و اما ابو عبد الله . . . اما ابو عبد الله محمد بن على ترمذى دربارهء اين آيه : يارى جوييد از شكيبايى و نماز ، گفت : شكيبايى نفس را خوار مىكند و نماز دل را نرم مىگرداند و خوبى اين جهان و آن جهان در اين دو است . ص 237 ، س 21 : هؤلاء هم الاعلام . . . اينان بزرگان يادشدهء بلندآوازه‌اند كه فضل ايشان گواهى شده است و ايشان دانش موروثى با دانش اكتسابى را گرد آورده‌اند . حديث را شنيده‌اند و فقه و كلام و لغت و علم قرآن را گرد آورده‌اند . گواه اين سخن كتاب‌هاى ايشان و نوشته‌هاى ايشان است . ما متأخران را ياد نكرديم و از هم‌روزگاران خود نام نبرديم ، گرچه فروتر از يادشدگان نيستند ؛ زيرا مىدانيم مشاهده از خبر دادن بىنياز مىسازد . ص 239 ، س 3 : احد فى ذاته . . . يكى است در ذات و يكى است در صفات . ص 239 ، س 4 : ما فى الدار . . . در خانه كسى نيست . ص 241 ، س 5 : لَوْ كانَ فِيهِما . . . اگر در آن دو - زمين و آسمان - خدايانى مىبودند بجز خدا ، زمين و آسمان تباه مىشد . ص 243 ، س 5 : مصمود اليه . . . صمد كسى است كه نيازها به درگاه او بردارند . ص 243 ، س 11 : الصمد الذى لا . . . صمد آن است كه جوف ندارد . ص 243 ، س 12 : و هو يطعم . . . او مىخوراند و خورانده نمىشود . ص 243 ، س 15 : الصمد الذى يستغنى . . . صمد كسى است كه از ديگران بىنياز است و ديگران نيازمند به او .