اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
969
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
به عصر پيغامبر بود صلى الله عليه . [ باز گفت ] : « و الاخبار فى هذا كثيرة مشهورة وافرة و انما انكر جواز ذلك من انكر لان فيه زعم ابطال النبوات لان النبى لا يظهر من غيره الا بمعجزة ياتى بها تدل على صدقه و يعجز عنها غيره » . گفت اخبار اندر كرامات بسيار است و آن كس كه منكر گشت مر كرامات اوليا را چنين دعوى كرد كه اندر تجويز كرامات ابطال نبوت است ، از بهر آنكه پيغامبر از غير پيغامبر پديد كى آيد ؟ به معجزهاى پديد آيد كه بيارد تا دليل باشد بر صدق وى و غير وى از آن عاجز آيد . و اين سخن بدين درازى همه متنقض است به عصر پيغامبر صلى الله عليه ، از بهر آنكه اين منكران كرامات با ما متفقاند اندر جواز وى اندر عصر پيغامبر صلى الله عليه . و نگفتند كه اگر روا داريم پيغامبر از غير پيغامبر پديد نيايد . پس هر معنى كه ايشان ابطال كرامات بدان درست كنند همان معنى به عصر پيغامبر بيايد ، مناقضه گردد . از پس آنكه اين خود تلبيس است ، از بهر آنكه شبهت اندر نبوت آنگاه افتد كه يكى نبى صادق [ باشد ] و يكى نبى كاذب و مر هر دو را معجزه پديد آيد . نبى از غير نبى پديد نيايد ؛ و محق با مبطل برابر گردد ؛ و اين باطل است و ما اين روا نداريم . و لكن ما اين كه روا داريم بر ولى بدان روا داريم كه وى مصدق است مر نبى را بر نبوت وى به تصديق نبى همچنان صادق آمد چون نبى به دعوى نبوت صادق آمد . چون هر دو را اين پديد آمد بر صدق آمد نه بر كذب . اندر نبوت چرا وهن آرد . بل كه چون به تصديق نبى كرامت يابد تأكيد نبوت باشد نه توهين نبوت . دليل بر اين بر عصر پيغامبر صلى الله عليه [ 49 الف ] . [ باز گفت ] : « و قالوا اذا ظهرت على غيره لم يكن بينه و بين من ليس بنبى فرق و لا دليل على صدقه » . گفت چون كرامتى مانند معجزه بر غير نبى پديد آيد ميان نبى و غير نبى فرق نماند و دليل نماند بر صدق نبى ، و اين نيز هوس است ، از بهر آنكه نبى را به معجزه كه حاجت