اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

965

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

عصره على معنى التصديق له » . [ 46 الف ] گفت از بهر آنكه چون به عصر پيغامبر صلى الله عليه اين كرامت ولى مر پيغامبر را باشد از بهر استوار داشتن اين ولى مر پيغامبر را به غير عصر پيغامبر هم بدين معنى باشد . اين سخن كه ياد كرد از بهر آن ياد كرد ، و الله اعلم ، كه اين طايفه كه كرامات را منكراند به عصر پيغامبر روا دارند و چنين گويند ، چون اندر عصر پيغامبر بر كسى پديد آيد معجزه گردد مر پيغامبران عصر را . باز چون عصر پيغامبر نباشد مجرد كرامت ولى گردد و معجزهء پيغامبر نگردد . آنگاه ملتبس شود كرامات به معجزات ، از بهر آنكه هركه اين كرامات بيند بر ناپيغامبرى مانندهء معجزهء پيغامبران مر ورا شبهت افتد كه اين مرد پيغامبر است ؛ و چيزى كه اندر نبوت شبهت افكند روا نباشد . جواب اين آن است ، و الله اعلم ، كه اين ولى كه به روزگار پيغامبر اين كرامت بيافت از بهر آن يافت [ كه مصدق داشته بود مر اين پيغامبر را ] كه تصديق آورد پيغامبر را . و اگر مكذب بودى مر پيغامبر را نيافتى . چون به تصديق وى پيغامبر را اين كرامت يافت درست گشت كه آن پيغامبر حق است ، از بهر آنكه اگر خداى عز و جلّ مر كذاب را همچنان دليل دهد كه مر صادق را ، صدق از كذب جدا نگردد و بر صدق صادق هيچ دليل نماند . و اگر خداى عز و جلّ خواهد كه صدق از كذب جدا كند نتواند ، از بهر آنكه صدق از كذب جدا به دليل گردد ، چون همان دليل كه مر صدق را قايم شود ، كذب را قايم شود ، صدق از كذب پديد نيايد . پس چون كرامات ولى به عصر پيغامبر اين معنى را باشد همين معنى به غير عصر پيغامبر موجود است ، از بهر آنكه هر كسى كه منكر باشد [ 46 ب ] به پيغامبر مر ورا كرامت روا نباشد ، از بهر آنكه منكر پيغامبر عدو باشد و ما كرامت ولى را روا داريم و ولى مصدق باشد مر نبى را ، آن كرامت به تصديق [ نبى ] يابد . چون به تصديق نبى يافت معجزهء نبى گردد ، همچنان چون به عصر پيغامبر صلى الله عليه .