اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

551

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

عسل گردد . چون از دست ابو بكر آب خورد زندگانى يابد مرگ نه . چون از دست عمر شير خورد قوت يابد ضعف نه ، زيادت يابد بىنقصان ، چون از دست عثمان خمر خورد شادى يابد نه غم ؛ و چون از دست على عسل خورد شفا يابد هيچ بيمارى نه . و اما كلام اندر امامت آن است كه ابو بكر و عمر و عثمان و على رضى الله عنهم هر چهار امامان حق بودند . و روافض بر سه گروه‌اند : زيديان و امامتيان و غاليان‌اند . زيديان ابو بكر و عمر و عثمان [ و على ] را امام دانند و لكن با همين على را فاضل‌تر دارند و امامت مفضول روا دارند ، و زيديان شش گروه‌اند : يك گروه از ايشان مسلمان‌اند صحابه را بد نگويند و لكن مر على را بر ديگران فضل كنند . باز پنج گروه از زيديان مسلمان نه‌اند كه اندر صحابهء رسول به كفر و ظلم وقيعت كنند . و باز امامتيان پانزده گروه‌اند و همه متفق‌اند كه امام از پس پيغامبر صلى الله عليه و سلم على بود و ديگران امام نبودند . از اين پانزده گروه يك گروه مسلمان‌اند و لكن مبتدع‌اند و هوادارند و از آن گروه‌اند كه جز امامت على را چيزى ديگر نگويند ، و زبان از بد گفتن صحابه نگه دارند . گويند ابو بكر و عمر و عثمان از بهر اجماع به امامت بنشستند نه از بهر قصد كردن ظلم . و اما حق امامت على را بود . باز آن چهارده گروه ديگر همه كافراند كه هر گروهى از ايشان صحابه را ظالم گويند ، و گروهى كافر خوانند ، و گروهى از ايشان على را پيغامبر گويند . و گروهى از ايشان چنين گويند كه جبريل را سوى على فرستاد ، راه غلط كرد به سوى محمد آمد . و گروهى از ايشان گويند كه جبريل بر عايشه عاشق بود وى را سوى على فرستادند ، از بهر عايشه سوى محمد آمد ، ما اين گروه كه نام جبريل برند گويند كه جبريل مايل بود يعنى سوى محمد ميل كرد . لعنت خداى تعالى و لعنت هفت آسمان و زمين بر ايشان باد . تا به حكايت چنين آورده‌اند كه روزى جهودى سوى رافضى امامتى آمد ورا گفت : مرا مسلمانى عرضه كن . اين رافضى مر اين جهود را چنين گفت كه اگر مسلمان مىشوى بايد كه بدانى كه دين