اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
509
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ميار . ديگر هرچه كنى بيامرزم . قوله : « و جملة قولهم ان المؤمن بين الخوف و الرجا يرجو فضل الله فى غفران الكبائر و يخاف عدله فى العقوبة على الصغائر » . و جمله قول سنيان آن است كه مؤمن ميان خوف و رجا است . اندر كبائر فضل اميد دارد ، و اندر صغاير از عدل بترسد . و خبر پيغمبر است صلى الله عليه و سلم كه گفت : لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه لاعتدلا . تا بزرگان چنين گفتهاند اندر نهايت خوف قنوط است و نهايت رجا امن است . مؤمن را چندانى رجا بايد به خداوند خويش كه اگر هفت آسمان و زمين گناه دارد نوميد نگردد ، از بهر آنكه بدين همه گناه كافر نگردد ، و به نوميد گشتن كافر گردد و اگر چند هفت آسمان و زمين طاعت دارد بترسد و ايمن نباشد . از بهر آنكه اگر ايمن شود كافر گردد . و نوميدى به جفا آنگاه بايد كه جفا بر فضل غالب گردد ، و ايمنى به طاعت آنگاه بايد كه طاعت بر عدل غالب گردد . ايمن شدن از آن كس بايد كه معزول گردد و نوميد گشتن از آن كسى بايد كه عاجز شود . قوله : « لان المغفرة مضمون المشيئة و لم يأت مع المشيئة شرط صغيرة و لا كبيرة . » از بهر آنكه آمرزش اندر ميان مشيت نهاد و با مشيت شرط صغيره يا كبيره نيامد . بگفت اگر خواهم صغيره آمرزم يا كبيره آمرزم ، چه گفت هرچه كمتر از شرك است اگر خواهم بيامرزم آن را حد جواز نهاد . و هر گناهى كه وى اشارت كند اگر صغيره است يا كبيره اندر حد جواز است ، و بر جواز حكم كردن روى نيست نتوان دانستن كه قبول افتد يا رد احد افتد يا عفو ذل يا عز بندگان اندر اين عمر مشيت وخشند و همىجوشند . قوله : « و من شدد و غلظ فى شرائط التوبة و ارتكاب الصغائر فليس ذلك منهم على ايجاب الوعيد بل ذلك على تعظيم الذنب فى وجوب حق الله فى الانتهاء عما نهى عنه . » و آن كسى كه سخت گرفت و استوار كارى كرد اندر شرائط توبه كردن و گناهان صغاير كردن آن تشديد نه از بهر آن است كه ايشان وعيد واجب دارند همچون معتزليان ، و لكن آن تشديد از بهر بزرگ داشتن گناه است اندر