اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

882

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

از ايشان برهانى . جبريل آمد آسمانهء خانه بشكافت و ورا به آسمان برآورد . چنان كه خداى عز و جلّ گفت : بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ ، و شبه وى را بر غير وى افگند تا مر آن كس را بكشتند . و نيز گفتند چون سليمان صلوات الله عليه قدم بر تخت نهادى باد را گفتى به حق محمد مصطفى كه مرا بردارى . باد مسخر وى گشتى . و چون داود صلوات الله عليه خواستى كه آهن در دست وى نرم گشتى گفتى به حق محمد مصطفى ، آهن چون موم گشتى . اين بعضى كه ياد كرديم دليل است بر آنچه ياد نكرديم كه همه خلق كرامت به طفيل محمد مصطفى صلوات الله يافتند . اين است معنى قول خداى عز و جلّ : وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . و از فضلهاى وى ديگر آن است كه اندر روز قيامت تا وى شفيع نباشد خداى عز و جلّ با كس شمار نكند . و ديگر فضل آن است كه بهشت بر همه خلق حرام است تا وى و امت وى صلى الله عليه و سلم اندر نيايند . و كس با خداى عز و جلّ سخن نگويد تا وى نخست با خداى عز و جلّ سخن نگويد ، و كس مر خداى جل جلاله نبيند ، تا نخست وى نبيند . و تا مؤمنان همه مهمان وى نباشند اندر قبهء وى كس را ديدار خداى تعالى نباشد . و اندر دنيا معراج خاصه ورا است و كس را نه ؛ و اندر قيامت شفاعت كردن ورا است و كس را نه و خاتم النبيين وى است صلى الله عليه و سلم به ختمة النبوة ، و منشور به مهر قيمت گيرد . و از فضلهاى وى آن است كه خداى عز و جلّ همه پيغامبران را صلوات الله عليهم به نام خطاب كرد گفت : يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ ؛ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا ؛ يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا ؛ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ ؛ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ . و هيچ جاى با مصطفى صلى الله عليه و سلم خطاب نكرد ، و لكن دو جاى اندر قرآن گفت : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ، و سيزده جاى گفت : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ، و يك جاى گفت : يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ ، تا شمائل انبيا اندر وى جمع نكرد ورا به نام رسل خطاب نكرد ، همه را به نام و نسب و علامت خواند ، و مر ورا به نام كرامت خواند .