اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

881

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

كه هفت آسمان و هفت زمين يك شب بگشت و باز آمد . و اگر عيسى را به آسمان چهارم بردند ؛ ورا به : قاب قوسين او ادنى بردند . و از اين مثال بسيار است ، يك طريق تفضيل مصطفى را بر انبيا [ 239 ب ] صلوات الله عليهم اين است ؛ و ديگر طريق آن است كه هركه اندر كونين عزى يافتند به طفيل مصطفى يافتند صلى الله عليه و سلم . تا به خبر آمده است كه چون آدم صلوات الله عليه سيصد سال به زلت خويش بگريست جبريل صلوات الله عليه ورا گفت يا آدم ، اگر خواهى تا عذر تو مقبول افتد محمد مصطفى را صلى الله عليه و سلم شفيع كن . آدم گفت : الهى به حق محمد كه عذر من بپذيرى . امر آمد كه يا آدم ، چون شفيع محمد آوردى چرا همه فرزندان خويش را نخواستى . و چون نوح را صلوات الله عليه و سلم امر آمد تا كشتى ساخت ؛ جبريل صلى الله عليه بيامد كه يا نوح ، محمد را صلى الله عليه و سلم به خدا شفيع كن تا اندر كشتى سلامت دهدت . محمد را شفيع كرد سلامت يافت . و چون ابراهيم را صلوات الله عليه ببستند و اندر منجنيق نهادند ؛ جبريل آمد كه يا ابراهيم ، محمد را صلوات الله عليه شفيع كن تا آتش را بر تو سرد گرداند . محمد را عليه السلام شفيع كرد . امر آمد تا جبريل صلوات الله عليه پيراهنى از بهشت بياورد بر وى نوشته لا إله الا الله محمد رسول الله ، به گردن [ وى ] اندر افگند . آتش را امر آمد : يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم . شخصى كه پيراهنى پوشد كه بر آن پيراهن رقم نام مصطفى باشد آتش مر ورا نيازارد ، شخصى كه اندر آن شخص سرى باشد كه بر آن سر رقم محبت مصطفى صلى الله عليه و سلم باشد اولاتر كه آتش مر آن شخص را نيازارد . و چون موسى صلوات الله عليه به كنارهء دريا آمد ، راه خواست راه ندادش . جبريل آمد گفت يا موسى ، اگر خواهى كه راه يا بى ، محمد را صلى الله عليه و سلم شفيع كن . به حق محمد راه خواست ، دريا بشكافت چنان كه خداى عز و جلّ گفت : فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ . و اگر عيسى را صلوات الله عليه جهودان خانه بر وى حصار كردند و آهنگ كشتن وى كردند ، گفت به حق محمد مصطفى كه مرا