اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

870

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

و اندر تصديق تفاضل محال است . همچنين نبوت نيز به ارسال خداوند است و اندر ارسال تفاضل نباشد ؛ و لكن چون مؤمن ايمان آورد از پس ايمان ، اندر وى فضيلتهاى ديگر حاصل گردد كه بدان فضل گيرد بر ديگر مؤمنى . و آن خصال طاعات بسيار يا زيادت يقين يا زيادت محبت و زيادت خوف و رجا و آنچه بدين ماند ؛ يا حق تعالى مر ورا شرفى نهد اندر نسب ؛ يا اندر امتى آفريند فاضل‌تر ، يا زيادت درجت نهد ثواب عمل ورا و آنچه بدين ماند . همچنين نيز هركه را خداى عز و جلّ به خلق فرستاد و فرمود دعوت كردن ، پيغامبر گشت ؛ تفاضل نباشد ميان ايشان اندر نفس نبوت ؛ و لكن از پس ارسال خصلتها حاصل آيد از يكى كه از آن ديگر نيابد تا ورا بدان فضل باشد . و اين بر وجوه است تا از وى طاعتى بيشتر آيد ، يا زيادت قوت نفس باشد و زيادت قوت نفس روا باشد . چنان كه به خبر آمده است كه روزى پيش پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفتند [ 236 ب ] از عيسى ، كان يمشى على الماء . جواب داد گفت : و لو ازداد يقينا لمشى على الهواء ، و اين به خويشتن اشارت كرد كه شب معراج بر هوا رفت . و اگر زيادت يقين روا نبودى اين كلام از پيغامبر لغو بودى . و اندر كلام انبيا لغو روا نباشد . و شايد كه فاضل بدان معنى باشد كه امت وى بيشتر باشد تا وى بر ديگر امتان فضل گيرد ؛ از بهر آنكه هر پيغامبرى را هم چندان امت وى ثواب باشد . چون امت وى بيشتر باشد ثواب وى بيشتر باشد ، بدين فضل گيرد . و شايد كه تفاضل بدان معنى باشد كه امت وى بزرگتر باشد و پاكيزه‌تر ؛ از بهر آنكه پيغامبر سيد امت خويش باشد ؛ و سيد را بزرگى بر مقدار خدم باشد . هرچند جاه خدم وى برتر جاه سيد بيشتر . و شايد كه معنى تفاضل به معجزات باشد كه مر يكى را زيادت دلايل و برهان و معجزات دهد كه مر آن ديگران را ندهد . چنان كه مر مصطفى را عليه السلام معجزهء همه پيغامبران بداد . اگر آدم را ملائكه به آسمان بردند ، مر ورا از آسمانها و از سدرة المنتهى بگذاشتند ، و اگر موسى را از سنگ آب دوانيدند ورا از انگشت آب دوانيدند ، و اگر موسى را دريا بشكافتند ، ورا ماه