اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
871
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
بشكافتند . و اگر ابراهيم را آتش بر وى سرد كردند . زهر بر مصطفى سرد گرديد . و اگر وحوش و طيور را با سليمان به سخن آوردند ، ورا نيز اين كرامت دادند كه [ ضب با وى سخن گفت ؛ و ديگر ] اگر اين چيزها ما ياد كنيم دراز گردد . و اگر عيسى را مرده زنده گردانيدند مر ورا ذراع بزغالهء مسموم مشوى زنده گردانيدند . و باز مر ورا معجزات دادند كه مر ديگران را ندادند ، چنان كه بر زمين ورا سايه نه افتاد و مگس بر وى ننشست و وى را احتلام نيفتاد ؛ و از مادر مسرور و مختون [ و ] مسنون زاد . و از پس بديدى همچنانكه از پيش بديدى ؛ و ماه را اندر گاهواره بنواختى و گاهواره بجنبانيدى ؛ و چشم سرش بخفتى و چشم دلش نخفتى . و نيز جز اين مر ورا معجزات هست كه ديگران را نبود . و شايد كه تفاضل را معنى آن باشد كه مر يكى را كتاب باشد و مر ديگران را نباشد ؛ همچنانكه اندر مؤمنان كتابخوان فاضلتر از ناكتابخوان باشد ؛ اندر ميان انبيا نيز صاحب كتاب فاضلتر از ناصاحب كتاب باشد . و شايد كه خداى عز و جلّ كتابها را بعضى بر بعضى فضل نهد ، چنان كه قرآن را بر ديگر كتابها فضل نهاد ؛ مر ايشان را به تفاضل كتاب فضل باشد . و شايد كه تفاضل بدان معنى باشد كه مر يكى را زيادت كرامتى دهد كه مر آن ديگر را ندهد ، چنان چون خلت ابراهيم را صلوات الله عليه ؛ و كلام موسى را صلوات الله عليه . و شايد كه تفاضل بر معنى شريعت باشد ، كه آنكه مر او را شريعت باشد فاضلتر از آن باشد كه مر ورا شريعت نباشد ، و شايد كه شريعتى را بر شريعتى فضل نهد ؛ چنان كه شريعت مصطفى را صلى الله عليه و سلم بر ديگر شريعتها فضل نهاد ، به مقدار تفاضل شريعت مر ورا تفاضل باشد . و شايد كه معنى تفاضل به معنى تفاضل ثواب باشد كه خداى عز و جلّ مر عمل يكى را ثواب بيش دهد از عمل آن ديگر ، چنان كه ثواب اعمال امت مصطفى صلى الله عليه و سلم بيشتر نهاد از ثواب اعمال ديگر امتان تا دليل گشت بر فضل ايشان بر ديگر امتان ، و شايد كه اين تفاضل اندر درجات بهشت باشد كه هركه را درجت بيشتر فضل وى بيشتر و بلندتر . چنان كه پيغامبر