اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

863

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

الباب الثامن عشر قولهم فى الملائكة و الرسل عليهم السلام قال : « سكت الجمهور منهم عن تفضيل الرسل على الملائكة و تفضيل الملائكة على الرسل و قالوا الفضل لمن فضله الله تعالى ليس ذلك بالجوهر و لا بالعمل و لم يروا احد [ 234 ب ] الامرين اوجب من الآخر بخبر و لا عقل و فضل بعضهم الرسل و بعضهم الملائكة » . و اين مسأله‌اى است كه اهل قبله را اندر وى اختلاف است كه فرشتگان فاضل‌ترند يا آدميان . اما قول معتزله لعنهم الله ، و جماعتى از اهل سنت آن است با ايشان كه ملائكه را تفضيل كنند بر بنىآدم . و قول بيشترين اهل سنت و جماعت آن است كه آدميان را بر ملائكه فضل است . اما آن كسها كه ملائكه را فضل نهادند بر آدميان تعلق كردند به قول خداى عز و جلّ : لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ، گفتند كه اين آيت دليل است بر آنكه فرشتگان فاضل‌ترند ، از بهر آنكه اندر عرف و عقل راست آيد كه كسى [ چنين ] گويد وزير از خدمت [ من ] ننگ ندارد و نه نيز امير . ابتدا به مفضول كند ، و آنگاه فاضل را بر وى عطف كند و مستقيم نباشد كه گويد امير از خدمت من ننگ ندارد و نه نيز وزير ؛ از بهر آنكه چون امير ننگ ندارد كمتر از ورا خطر نماند . پس چون