اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

74

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

و ديگر معنى آن است كه علامتهاى ايشان روشن است در هفت آسمان ، و اهل آسمان ايشان را بشناسند به پاكى طاعت و به نيازمندى دعوت و به روشنى سر . چون اهل آسمان اين چيزها را ببينند دانند كه ايشان اولياى حق تعالىاند . و قوله : « فهموا عن الله » . فهم كردند از خداى تعالى . معنى اين آن است كه خداى تعالى هر چيزى را كه بيافريده است در او حكمتى نهاده است . ايشان چون در آنجا نگرند ، به سر صافى نبينند . مراد خداى تعالى در آن چيز ديدن ايشان را [ 16 الف ] فهم كردن است از خداى تعالى . و معنى ديگر آن است كه هر حالى كه حق تعالى بر ايشان پديد آرد ، بدانند كه مراد حق در آن چيست . اگر لطف باشد نظارهء منت كنند به شكر مشغول گردند ؛ و اگر عقوبت باشد ، نظارهء ذلت خويش كنند ، به عذر مشغول گردند ؛ و اگر عتاب باشد ، محبت كنند به تملق مشغول گردند . فهم كردن از حق تعالى بدين معنى بود كه ياد كرديم . و قوله : « و ساروا الى الله » برفتند سوى خداى تعالى . و اين رفتن نه به اقدام باشد كه رفتن به اقدام سوى كسى باشد كه او در مكان باشد ، يا قرب او به ملازقت باشد و بعد او به مسافت ، و حق تعالى از اين صفات پاك است . پس رفتن سوى او به اقدام نباشد لكن به سر باشد . و آن چنان است كه ابراهيم خليل عليه الصلاة و السلام گفت : انى ذاهب الى ربى سيهدين . من سوى خداى خويش خواهم رفتن به ظاهر به خدمت . او را پرستم و غير او را نپرستم ، و به دل محبت او را خواهم و غير او را نخواهم ، و به سر به مشاهدات او را بينم و غير او را نبينم . شايد كه رفتن به سوى خداى تعالى بدين معنى بود . و شايد كه رفتن به سوى خداى تعالى به معنى ديگر باشد . و آن آنست كه هرچه بينند با آن چيز نيارامند و از آن چيز بگريزند و نظارهء صنع او كنند ، و هرچه ايشان را از حق تعالى بخواهد بريدن ، با آن چيز نيارامند ، چنان كه خداى تعالى گفت : فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ . و شايد كه معنى اين آن باشد كه نظارهء صنع او كنند ، و چون از صنع او بگذرند ، نظارهء صفات او كنند . باز از صفات بگذرند و نظارهء