اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

70

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

كردند تا بدانند كه عالم ناعابد بهتر از عابد ناعالم . و علم آدم به اسماء چيزها بود چندين فضل يافت ، آن‌كس كه علم او به شريعت بود [ 14 الف ] فضل او كه داند ؟ ! و اگر علم را هيچ فضل نيستى مگر آنكه سگ پليد چون علم بياموزد ، صيد او حلال مىگردد و كشتار او ، چنان كه آن مؤمن موحد مىگردد ، خود بسنده استى . دين و دنيا را هر دو به علم توان يافتن . اين محل كسى باشد كه چنان آموزد كه ما ياد كرديم هركه غير آن آموزد كه ما ياد كرديم ، علم بر او و بال گردد ، و نعوذ بالله من ذلك . و قوله : « و خلصت عليها معاملاتهم فمنحوا علوم الوراثة » . خالص گشت بر آن علم معاملات ايشان تا بدادند مر ايشان را علم وراثت . يعنى آن علم را كه بياموختند باخلاص كار بستند تا علم سر بيافتند . علم دراست علم ظاهر است و علم وراثت علم باطن . هركه علم ظاهر بياموزد و آن را باخلاص كار نبندد ، علم باطن نيابد و علم ظاهر بر او و بال گردد . و هركه علم ظاهر بياموزد و آن را كار بندد ، علم ظاهر حجت او گردد و علم باطن عطا يابد ، چنان كه در خبر آمده است : من عمل بما علم اورثه الله علم ما لم يعلم . از بهر آنكه اگر عمل نبايستى ، از آسمان علم نيامدى و پيغمبرى نيامدى . و پيغمبران را عليهم الصلاة و السلام كه فرستادند و علم كه از آسمان آمد ، از بهر عمل آمد . و هركه علم را كار بست ، شكر نعمت به جاى آورد و مستحق زيادت گشت و بركت زيادت در سر او پديد آمد . و هركه كار نبست آن نعمت نيز بر او زوال آمد و مستوجب عذاب گشت . و اين معنى چنان است كه خداى تعالى گفت : لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ . دليل اين سخن آنست كه خداى تعالى گفت : وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . مجاهده ظاهر را است ، و هدايت باطن را . گفت تو به ظاهر جهد كن ، به باطن من خود راه نمايم . و در اخبار روايت كرده‌اند : فضول العلم اكثر ضررا من فضول المال . علم فزونى زيان بيش دارد از مال فزونى ، از بهر آنكه مال فزونى بر تو حجت نگردد ، و علم فزونى بر تو حجت گردد . و