اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

69

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

است . از بهر آنكه همه ارباب دنيا مشتاق عقبىاند . محال باشد كه واجد عقبى به دنيا بازآيد . اين خود صفت دنيا و عقبى است كه ياد كرديم و هر دو نصيب نفس‌اند ، تا آنگه كه كتاب را فروتر رويم و صفت آن كسان ياد كنيم كه هر دو را تارك‌اند . پس چون حارثه نشان داد از حقيقت آنچه دعوى كرد ، مصطفى صلى الله عليه و سلم گفت : ديدى سخت باش ، يعنى ديده‌اى و هنوز نرسيده‌اى ! و آن‌كس كه نديده باشد و نيابد ، او را چندان حسرت نبود كه كسى را كه بيند و بگذارد . و آن‌كس كه نبيند و برهاند و ترك كند چندان حسرت نباشد او را كه آن‌كس را كه يافته باشد و گم كند ، اينك طرفى ياد كرديم كه دور بودن از دنيا چگونه بود عارفان را . و قوله : « صدقت مجاهداتهم فنالوا علوم الدراسة » . بر راستى بود جهد ايشان تا بيافتند علم درس كردن ، يعنى در آموختن جهد كردند به راستى . و راستى در آموختن آن باشد كه از بهر خداى آموزد ، و از بهر آن جهان و از بهر عز مسلمانى ، نه از بهر جاه و رياست و دنياطلب كردن . چون چنين كند از علم برخوردارى يابد ، و بركت علم به وى رسد و علم دراست علم شريعت است كه به درس كردن و جهد كردن توان آموخت ، و هركس كه علم چنين آموزد كه ياد كرديم ، ثوابش ثواب پيغامبران بود عليهم السلام ، كه اين صفت پيغامبران است كه در خبر آورده‌اند كه پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفت : من زار عالما فكانما زار نبيا . و در خبرى ديگر : من زار عالما فكانما زار العلم و من زار العلم فكانما زار الله تعالى و من زار الله حرمه - الله على النار . و نيز روايت كرده‌اند از پيغامبر صلى الله عليه و سلم كه گفت : اذا كان يوم القيامة جمع الله العلماء فقال علمائى انا لم اضع علمى فيكم الا لعلمى بكم و انا لم اضع علمى فيكم و انا اريد ان اعذبكم ارجعوا فقد غفرت لكم فيقولون نحن و محبونا فيقول انتم و محبوكم . و اگر علم را هيچ فضل نيست مگر آنكه خداى تعالى چون آدم را صلى الله عليه و سلم علم كرامت كرد بىعبادت ، و ملائكه را عبادت كرامت كرد بىعلم ، و بفرمود تا آدم را عليه السلام سجود