اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
57
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
بسيار است چون تيمم كه كسى را نبود جز اين امت ، و سورت فاتحه هيچكس را نبود جز اين امت ، و غنيمت كس را نبود جز اين امت را ، و هيچ امت را صفهاى جماعت نبود مگر اين امت را ، و هيچ امت را جمعهها عيد نبود مگر اين امت را . و شايد كه بهترين دينها بدان معنى باشد كه همه شريعتها بدين شريعت منسوخ كرد و اين شريعت را منسوخ نكرد . و منسوخ كردن بدل آوردن است و كامل را بر ناقص بدل آرند و بهتر بر بتر . هرگز بتر را بر بهتر بدل نيارند و ناقص را بر كامل بدل نيارند . قوله : « و امته خير الامم » . امت او بهترين امتاناند . از بهر آنكه خداى تعالى گفت : كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ . اين امت را بهترين امتان خواند . و علماى مسلمانان در معنى « كُنْتُمْ » اختلاف كردهاند . بعضى گفتهاند كه معنى كنتم ، صرتم است يعنى شما بهترين امتان گشتيد بدين چيزها كه ياد كرديم تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ . يعنى شما بهترين بدين شرطها گشتيد كه اين فعلها به جاى آورديد و ديگران نياوردند . و گروهى ديگر گفتند اين امت كه بهترين امتان گشتند بدان گشتند كه بر ايمان ثبات كردند و خلق را ايمان فرمودند . تأمرون بالمعروف آن باشد كه يعنى بالايمان ، و از كفر بازداشتند . و تنهون عن المنكر يعنى عن الكفر . و ديگر امتان را حال جز اين بود كه ايشان از پس مرگ پيغامبران خويش عليهم الصلاة و السلام زود مرتد گشتند ، و اين امت بر دين ثبات كردند و اين دين را نصرت كردند . و تا قيامت اين دين را نگاه داشتند چنان كه پيغامبر گفت صلى الله عليه و سلم لا تزال طايفة من امتى على الحق حتى تقوم الساعة . و اگر كنتم را بر ماضى برانى از بهر آنكه كلمهء كان ماضى را بود در وضع لغت ، و اين را تأويلها باشد . يك تأويل آن باشد كه شما بهترين امتان بوديت در ذكر . من شما را پيش پيغامبران ديگر و امتان ايشان [ ياد كردم ] چنان كه در انجيل ياد كرد امت احمد را : حلماء رحماء علماء كانهم من الفقه انبياء . و چنان كه در زبور ياد [ 10 الف ] كرد امت احمد : لا يصلون بالطنابير و لا يقدسون بالاوتار .