اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

34

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

عليه و على آله ، يا به مسأله‌اى از فقه . و اندر اين كتاب ياد كردم اعتقاد در توحيد و ديانات و احوال و مقامات و حقايق و مشاهدات و رموز و اشارات و سخن مشايخ و حكايات بر طريق سنت و جماعت . و انا اشكر الله تعالى على الحق و الصواب و استغفر الله من الخطأ و الزلل و ما يوجب العقاب . قال الشيخ ابو بكر رحمه الله : « الحمد لله المحتجب بكبريائه عن درك العيون . » سپاس مر آن خداى را كه محتجب است به بزرگوارى خويش از اندر يافتن چشمها . و محتجب و محجوب هر دو آن باشد كه مر او را نبينند ، و لكن مر خداى تعالى را محتجب شايد گفتن و محجوب نشايد گفتن ؛ از بهر آنكه محجوب آن باشد كه حجاب ديدار وى را از كسها بازدارد ؛ و محتجب آن باشد كه خويشتن را به كس ننمايد . پس محجوب مقهور باشد و محتجب قاهر . خداى سبحانه و تعالى قاهر است و مقهور نيست . وى از خلق محجوب نيست و خلق از وى محجوب‌اند . و كبريا ، بزرگى و بزرگوارى باشد ، يعنى از آن بزرگتر نيست كه كسى مر او را بتواند ديدن تا وى نخواهد . و معنى درك العيون دو وجه باشد ، شايد كه مراد از وى ديدار باشد ، زيرا كه ديدار چشم را ادراك بصر گويند ، و شنيدن گوش را ادراك سمع گويند . اگر مراد از درك العيون اين است ، اندر دنيا خواهد نه اندر آخرت . از بهر آنكه خلق اندر دنيا خداى را نبينند و مؤمنان اندر آخرت ببينند چنان كه گفت : وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة . و ديگر معنى ادراك العيون اندر يافتن باشد از پس ديدار . اگر مراد اين است اندر [ 1 ب ] هر دوجهان نشايد رويت روا بود و ادراك روا نبود ، زيرا كه رويت بر موجود افتد ، و خداى عز و جلّ موجود است ، شايد كه وى را ببينند ؛ و ادراك بر كيفيت افتد ، وى را كيفيت نيست ، نشايد كه وى را اندر يابند . ديدار اندر عقبى برابر معرفت است اندر دنيا . [ اندر دنيا ] شناسند و اندر نيابند ، و اندر عقبى بينند و درنيابند ، و اين موافق است مر قول خداى تعالى را : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ . تفسير اين آيت بر اين دو