اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
12
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
و سپس مىگويد : « هيچ ظالمى بتر [ از ] آن نباشد كه كسى بر سلطان عادل بيرون آيد و باغى گردد . و چون معاويه بر على خروج كرد و على رضى الله عنه امام حق بود باتفاق خلق معاويه باغى بود . با همين هر دو طايفه اتفاق كردند بر جواز احكام معاويه . . . » همانجا . ص 542 بر همين پندار نادرست است كه خليفگان عباسى را امامان برحق مىشناسد : « باز نزديك ما خلفايى كه از ابن عباساند رضى الله عنهم همه امامان حقاند » . همانجا . ص 542 * كتاب شرح تعرف در چهار بخش است . بيشترين نسخهها بر اين معنى گواه است . در پايان بخشهاى نسخهها ، كه با دريغ هيچيك به نسبت كامل نيست ، خبر از پايان بخشهاى چهارگانه مىدهد . نثر كتاب « شرح تعرف » نثر استوار و ساده و بىتكلف سدهء پنجم است . همچنانكه در نوشتههاى سدهء پنجم هميشه هماهنگى و همسانى نيست ؛ و نوشتههاى علمى و فلسفى ابو ريحان بيرونى و ابو على سينا در التفهيم و دانشنامهء علايى با شعرهاى بازمانده از عنصرى و فرخى و منوچهرى در يك راستا نمىايستد ، نثر كتاب شرح تعرف نيز خبر از اين ناهماهنگى مىدهد . « شرح تعرف » در به كار بردن واژههاى تازى دستودلباز است . نسج عبارتهاى مستملى بخارى و پرداخت جملههاى او ، با به ديده گرفتن تصرفهايى كه همه گاه از كاتبان نسخهها مشهود افتاده است و اين كتاب نيز از اين منقصت به دور نيست ، نشان از نثر كهنهء سدهء پنجم مىدهد . اما شمار به كارگيرى واژهها و تركيبات عربى اندك نيست . گوييا در كتابهاى صوفيانه به اعتبار مضمون و پيوستگى ان با آيات و احاديث و اخبار ، و نيز پيوند خانقاهها با مردمان كوى و برزن ، آن اهتمام در به كارگيرى واژههاى ناب و نادر ، و آن تقيد در پرهيز از واژهها و تركيبهاى عربى كمتر ديده مىشود . هرچند نسخههاى به دست آمده از « شرح تعرف » از جهت تاريخ كتابت پيشتر از سدهء ششم نيست ، اما آن نسخه هم كه مورخ 473 ه است