بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 86
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
الباب الحادى عشر فى النّفس و البلاء و الإشارة « محبّة النّفس بالحقيقة موافقة » محبت نفس بسبب حقيقت يعنى پس از صحت از امراض نفسانيه كه بمقام ولايت رسيد و نفس او مسلمان شد در اين وقت موافقت با حق است زيرا كه از امارگى گذشته و مركوب روح گشته و در اين وقت محبت نفس موافقت با حق است و در مقام اوايل و اواسط سلوك هم اين معنى درست است كه يعنى شخصى نفس را دوست دارد نه براى هواى او و با دادن خواهش او بلكه بخواست حقيقت مثل اينكه او را حفظ كند از امراض و بىاعتدالى در غذا ، و از معاصى كه موجب عذاب است و غذا و آب دهد براى قوت عبادت كه در حقيقت طاعة امر حق است « و ذلك انّ اللّه تعالى احبّ اوليائه فابتلاهم و بيان اين مقصود آنست كه حقتعالى دوست داشته اولياء خود را پس مبتلاشان كرده و ابتلا را علامت محبت كرده فمن احبّ نفسه ابتلاها بالمكاره لحقيقة الموافقة پس هركسى كه دوست دارد نفس خود را يعنى براى حق بعد از آنكه بمقام ولايت رسيد و مشتهيات نفس را به او نداد ، بلكه در اوايل و اواسط سلوك هم بايد نفس خود را مبتلا كند بمكروهات و رياضات ، و مخالفت هواى او ، تا موافقت كند با حقتعالى در دوستى كه دوست بايد با دوست محبت كند و محبت نفس در مخالفت اوست و در اين معنى ضمير ابتلا به خود ( من احب ) راجع است ، و اگر به حقتعالى راجع باشد ، معنا اينطور است كه بعد از آنكه صاحب نفس مطمئنه شد و بمقام ولايت رسيد حقتعالى مبتلا كند بمكروهات كه ( حفّت الجنّة بالمكاره ) « 1 » براى حقيقت موافقت و اين ابتلا با رياضات قهريه غير اختيارى است از حوادث كه مكروه و ناملايم نفس است تا اينكه نفس موافقت كند با حق و امر حق ياتى علىّ اوقات اخرس فيها عن ذكر الجنّة مىآيد براى من اوقاتى كه لال و ساكت مىشوم در آنها از جنت و ياد آن
--> ( 1 ) حديث نبوى است كه در جامع الصغير از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمود : بهشت پيچيده شده با آنچه كه ناخوشآيند است . يعنى با صبر بر سختيها ، و خوددارى از شهوات و لذّتهاى دنيا .