بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 59
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
قوله ق « التّواجد حركة الواجد يقع ايقاع الحركة على ايقاع القول فيوافق الإيقاع الإيقاع فيكون من موافقة الإيقاعين التواجد بالطّيبة » يعنى تواجد حركت واجد است واقع مىشود ايقاع حركت بر ايقاع قول ، يعنى در او دو ايقاع است ، و دو اثر حاصل از ديگرى ، يكى ايقاع حركت ، و ديگرى ايقاع قول ، كه آن صوت سماع است از براى سامع ، پس اين دو اثر كه باهم موافق شدند ، از اين دو نتيجهء تواجد حاصل گردد ، و بسبب خوشى قلب و روح ، و اين براى حكم غالب است ، كه تواجد از سماع حاصل گردد ، يا از قولى و سماعى كه از باطن شنود ، و الّا گاهى از ياد الهى و ذكر هم روى مىدهد ، و چنانچه گفته شد ممزوج با اختيار است كه گاهى منع پير از حركت لازم است ، و ممكن است مراد از ايقاع ، قول مطلق سماع ، شامل بر نداى « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » در ازل سالك باشد و حركت هم كه با ياد آن نداء و سماع عارض شده تواجد مىشود . قوله ق « دعوة النّغمة تقتضى الأرواح » يعنى دعوت نغمه ارواح را مىطلبد بسوى محبوب و بسوى موطن ارواح ، زيرا كه نغمه ازلى است در گوش قلب و در خاطر مانده كه شيخ اجل سعدى مىفرمايد : الست از ازل شان همانا به گوش * به فرياد قالوا بلى در خروش « الدّعوة ثلث دعوة العلم و دعوة الحقيقة و دعوة الحقّ » دعوت سه قسم است يكى دعوت علم است كه علم ظاهرى يا باطنى به حقتعالى و الطاف او نسبت بعبد باشد و ديگرى دعوت حقيقت است كه عبارت از مشاهده و مكاشفه واردات و تجليات است و دعوت حق . « فمن اجاب دعوة العلم عمل » پس كسى كه به خواندن علم جواب داده يعنى علم در او اثرى بخشيده كه جاذب است و آن عبارت است از جواب ، چنان كسى بر علم خود عمل كرده و مىكند مطابق قول حضرت معصوم كه « العلم يهتف بالعمل و الّا ارتحل » « و من اجاب دعوة الحقيقة جدّ و اخلص » و هركس جواب بر دعوت حقيقت داده جهد مىكند و خالص مىشود يا مىكند يعنى از جذبه حقايق به طاعت لسانى و قلبى در اثر سعى و كوشش خالص مىكند عمل را « و من اجاب دعوة الحقّ ترك نفسه و تجرّد » و هركسى كه بر دعوت حق بسوى خود جواب داده علايق نفس خود را ترك مىكند و مجرد مىشود كه « دع نفسك و تعال » مقصود اينست كه مردم سه قسمند سالك