بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 46

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

و رسوم ناميده مىشوند باعتبار آينه‌گى و معكسيت اگرچه به اعتبارى ظاهر و عاكس حقايقند . الباب السّابع فى الإشارة و الوجد وجد يافتن چيزيست از مغيّبات واردات كه باعث حركت گردد « الاشارة الى حقيقة المعرفة كفر » يعنى اشاره بسوى حقيقت معرفت كفر است زيرا كه حقيقت معرفت عبارت از ذات حق است و اشاره به حق امكان ندارد پس كفر است يعنى پوشيدن روى معرفت حق است و اشاره عبارت از اثبات مشير و مشار است و معرفت حقيقت منزه است از دوئيت براى اينكه اشاره‌كننده از انانيت خود در معرفت فناء پيدا مىكند و آنجا جاى عبارت نيست و محل اشاره است و اشاره هم هر قدر زياد شود حقيقت معرفت مستور است و اينست كه اشاره كفر شده . « و الى المعرفة جحود » يعنى اشاره بسوى معرفت انكار است بر معرفت زيرا كه معرفت با حصول عينى است از اعيان معرفت در عارف و اگر كسى اشاره كند بطريق علم ، خود علم هم ، حجاب و انكار معرفت است زيرا كه اثبات علم و رسم خود كرده ، چنانچه خواجه انصارى قده فرموده ما وحّد الواحد من واحد . قوله « و الى الحقيقة شرك » يعنى اشاره بسوى حقيقت شرك است چنانچه گذشت باعتبار اثبات مشير و مشار در اشاره . قوله « اللّحظات مقرونة بالامتحان » ملاحظات حق بر قلوب دوستان و اولياء خود كه منتهيان هستند با استراق نظر از مخلوق مقرونست با امتحان و آزمايش ، و اوّل درجه آن اينست كه ملاحظه سوابق فضل و عنايت ازلى حق كرده سؤالى از حقتعالى نمىكند و شكر نعمت بجا مىآورد و سرورى براى او حاصل مىشود پس اگر كسى ادّعاء لحظات كند ممتحن است با اين اوصاف و آثار ، درجه دوم ملاحظه نور كشف است و پوشيدن لباس تولّى ، و چشيدن طعم تجلّى ، و محفوظى است از عيب تسلّى از حق ، كه اگر اين صفتها نباشد درجه دوم حاصل نشده .