بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 47
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
« و الخطرات مقرونة بالافتنان » يعنى خطرات و خواطر كه بر دل و نفس خطور مىكند توأم و مقرون با فتنه است كه بايد فريفته نشود با آنها مثل قوله تعالى « أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » * زيرا كه بعضى از آنها نفسانى و غير رحمانيست در به دو امر سلوك . « و الإشارات مقرونة بالبليّات » اشارهها مقرونست با بلاها اگر اشاره حق است كه به بنده مىرسد از غيب مقرونست با امتحانات بلاها زيرا كه اشاره حق براى بزرگان است و اگر اشاره عبد باشد بسوى حق پس موجب بلاى شرك و كفر است . و در اينجا از لحاظ تقديم و تأخير در مراتب چنان به نظر مىآيد كه اهل لحظات ، مجذوبان و منتهيان درجه باشند ، و اهل خطرات ، مبتديان اهل سلوك ، و اهل اشارات حقّ متوسّطان سلّاك باشند و معنى اوّل اشاره اينجا مناسب است كه البلاء موكّل بالانبياء ثمّ بالأولياء چون خطرات و لحظات در مقدّمه سلوك هم درجات دارد امتحان آنها با آثار آنها و فريفته شدن با آنهاست ولى اهل اشاره ممتحن با بليّات مىباشند . « من اشار الى الحقّ بالعلم سلم » كسى كه اشاره كند بسوى حق با علم به اينكه شرك است سالم مىماند از لوازم ترك علايق و فناء وجود و از بليات امتحان كه مراد اهل صورتاند « 1 » « و من اشار اليه بالمعرفة افناه حقايق الطّوّية » كسى كه اشاره كند بسوى او با معرفت فانى كند او را و اشاره او را حقايق مقصد و نيت يعنى فناء از هستى بشريت لازمه اوست . « من اشار الى الحقّ بالعلم ظفر » كسى كه اشاره كند بسوى حق با علم ، بمراد خود مىرسد زيرا كه در مقام علم اشاره و مشير باقى است و مقصد اين شخص دانستن حق است با علم و علم وسيله اهل پندار و وجود است و در اينجا ممكن است كه مراد از ظفر به مقصود و اشاره با علم اشاره منتهيان باشد بعد از رجوع از سكر به صحو و از فناء به بقاء
--> ( 1 ) ممكن است مراد اين باشد كه كسانى كه با علم ظاهرى و استدلال با آثار بوجود حق اشاره كنند در ساحل نجاتند ولى از غواصى و غرق درياى توحيد سالمند و از گوهرهاى درياى توحيد بىخبرند بمضمون عليكم بدين العجائز كه فرمودهاند : يكى را علم ظاهر بود حاصل * خبر مىداد از خشكى ساحل