بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 33
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
الفاظ مىكند بدون ذوق كه « من لم يذق لم يدر » و معرفت كسبى لفظى يا حكمتى جهالت است بر نفس و عقل يا با مطالب عقلى و آن غير از جهل و تحير فايده ندارد حرف درويشان بدزدد مرددون * تا بخواند بر سليمى ز آن فسون « و لا يعرف اللّه الّا باللّه » خداوند شناخته نمىشود مگر با خداوند يعنى با عقل و نظر شناخته نمىشود بلكه بايد نورى از حق بر دل بتابد و موصوف با اوصاف او گردد و در تجلى فانى شود تا آن نور فطرى كه از حقتعالى در كون قلب او وديعه بوده بظهور و صفا برسد پس در واقع شناختن حق با تعريف حق است در اواسط حال و در نهايت با خود حق و نور اوست . الباب الرّابع فى العقل و النّفس العقل سراج العبوديّة يعرف به الحقّ من الباطل و الطّاعة من المعصية و العلم من الجهل يعنى عقل چراغ عبوديّت است كه بسبب نور او روشن و شناخته گردد حق از باطل و طاعت از گناه و علم كه علم بعلم است از جهل زيرا كه شخص بىعقل و مجنون تميز نمىدهد هيچكدام را نهايت اينست كه تميز حقّ و باطل در استدلالات عقلى است و تميز طاعت و گناه بسبب علوم شرعى است و علم از جهل بواسطهء علم سلوك است . قوله قس « فاذا نظر النّاظر بسراج العبوديّة الى معرفة الرّبوبيّة أطفئ نور الرّبوبيّة يعنى چون با چراغ عبوديت كه عقل است ناظر نظر كند به معرفت ربوبيت يعنى كه معرفت را منحصر بعقل بداند و بسلوك و طاعت قيام نكند . « أطفئ نور الرّبوبيّة بسراج العبوديّة » نور ربوبيت را كه در قلب و روح كامن بود زائل مىكند و خاموش مىسازد و با عبارت ديگر تخم استعداد و جذبه را كه ازلا داشته فاسد مىكند . « فصار النّاظر من ظلمة الحيرة لا يعرف عبوديّة و لا يهتدى