بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 32

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

چيزيست كه در دل خطور كند و ربّانى باشد ، و آن را در اوّل مرتبه وهم و اراده و عزم خوانند ، بحسب مراتب ، پس اين عبارت و ما بعد ، شرح معرفت الهام است . « الوسوسة لموافقة النّفس » وسوسه با موافقت نفس است نه شرع « و اللّمّة لموافقة العلم » يعنى اگر آن وارد موافق نفس باشد آن وسواس است و در لمه موافقت علم را اعتبار كرده مراد علم شرعى است كه لمه ملكى مخالف شرع نمىباشد . « و الإلهام لموافقة الحقّ » الهامى كه از دل يا از جهات سته محيط باشد براى صاحبدل موافقت با حق است يعنى از مقام علم گذشته و بكشف رسيده . قوله « الفراسة ميزان حسن الظّنّ » يعنى فراست كه ادراك حكم غيب است بدون استدلال نه از راه دل ميزان حسن ظن است و مراد از صاحبان حسن ظن كسانى هستند كه از روى ايمان و ايقان بر تمامت احكام حسن ظن داشته موجب تربيت بنىآدم مىدانند پس هر قدر ايمان بيشتر باشد فراست و ادراك انوار غيب بيشتر است و اگر حسن ظن ندارد و چيزى از غيب بر وى مكشوف گردد آن نوعى از كهانت است كه در غير اهل ايمان هم يافته مىشود . قوله قس « الفراسة خطرات » يعنى درجهء اوّلى آن خطور اينست كه ثبات ندارد . « و الأشراف ثابت » يعنى اشراف و نزديكى به باطن كه فراست سرى ناشى از سر است ثابت است . « الفراسة ابراز السرّ باخراج السّرّ » يعنى فراست بروز دادن سر است بسبب اخراج سر درجه دوم فراست كه از ترقى مقام قلب مسما بسر است اخراج مىشود و اما ابراز آن لازم نيست مگر با امر الهى الهامى باشد قول ق « العقل آلة التّميز و التّميز فى المعرفة تكلّف للمعرفة بالاكتساب حيرة » مىبايست اين فقره را در ذيل باب عقل و نفس نوشت ظاهرا ترتيب ابواب از تصرفات ناسخين است و مطلب ظاهر است كه عقل آلت تميز نيك و بد است و تميز براى اهل علم است و اما اهل معرفت مميز ايشان جان و دل و تعريف و شناسائى حق است كه فوق طور عقل است پس تميز آنها با عقل تكليف است و تكلف براى معرفت كه تحصيل معرفت كند با اخذ و تعليم از كلمات بزرگان ، اكتساب است زيرا كه اخذ