بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 31
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
« و مطالبة خفىّ الحظّ بمعرفة خفاء السّرّ » يعنى حظّ مخفى را طلب كردن بسبب معرفت خفاء سرّ كه مقام نورانيت قلب است از روح يعنى اين معرفت را مطالبه كند و تحصيل استعداد نمايد ، و ممكن است مراد از سرّ اصطلاحى نباشد ، بلكه مطلق اسرار الهى را دارا بودن و از نااهل نهان داشتن باعث حظّ مخفى است كه بايد آن حظّ را با آن خفاء سر طلب كردن . « و غلبة غيرة الوجود حتّى تكون المعرفة محيطا بالجميع » يعنى بدايت و آغاز حال اهل معرفت مطالبهء غلبه غيرت وجود است نه خود غلبه زيرا كه وجود ، حالى است در مقام روح و خفى كه اگر حاصل است بدايت معرفت نمىشود و مطالبهء غلبهء غيرت وجود ، براى اين است كه تا معرفت احاطهكننده باشد ، بجميع قواء و حواس و عقل و روح يا بجميع موجودات از جهة فناء و زوال كه با نظر فنا همه را ملاحظه كند كه در اين ملاحظه غيرت هم مسبوق است . الباب الثالث فى الإلهام و الفراسة معرفة الإلهام بعلم الإلهام معرفة الهام با علم الهام است يعنى آن علمى كه در درجهء دوّم حاصل است و مىشناسد كه اين الهاميست حقّانى نه شيطانى ، يا با علمى كه از شيخ خود به او فايض شده كه شهادت بدهد بر الهام ، و الّا معرفت مقدّم است بر علم مطلق . من عرف الإلهام من الوسوسة بهمنزلهء شرح سابق است يعنى كسى كه الهام را از وسوسه بشناسد ( وسواس آنست كه مطابق شرع نباشد و غالبا الهام از بالاى دل يا طرف راست يا جميع اطراف مىباشد . ) و اللّمّة من الهاجس و لمّه را از هاجس ، لمّه آن چيزى است كه از ملك بر گوش دل القا شود ، و حقانى و غالبا از طرف راست دل است « هاجس » آن