بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 238
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
را در تفصيل و تفصيل را در اجمال ، در جميع مراتب حقّيّه و خلقيّه بطور جمع ببيند ، و كثرات امكانى مانع ظهور و اثبات وحدت نگردد ، و حق تعالى را با تجلّى خود فانىكننده رسوم امكانى و وجود خود داند ، بلكه موجودات عالم هستى را صورتهاى تجليات او داند كه . شبسترى مىفرمايد : به نزد آنكه جانش در تَجَلّى است * همه عالم كتاب حق تعالى است عَرَض اعراب و جوهر چون حروفست * مراتب جمله آيات و وقوف است و جمع داراى سه درجه است . 1 - جمع علمى 2 - جمع وجودى 3 - جمع عينى جمع علمى : تلاشى علوم استدلالى ، در هنگام تجلى دانش لدنّى است جمع وجودى فناء و نهايت اتّصال است در وجود حق ، و آن مقام قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى است . جمع عينى و آن شهود احديّت صرفه است ذات خود را با ذات خود با نفى اعتبارات و اشارات و نفى هر چيزى كه رايحهء تعدّد اعتبارى دارد . و مرتبهء جمع ، نهايت مقام سالكانست در سير الى اللّه و فى اللّه ، زيرا جمع ، عبارت از ترقّى از حضرت واحديّت ، بمقام احديّت است و بعد از آن سير باللّه و من اللّه و مقام تدلّى و رجوع است ، و همان مقام ولايت كلّيّه است كه مخصوص انبيا است و چون مقام جمع بالاترين مقامات قرب حق است گفته شده كه مقام ولايت نبى از مقام نبوّت او بالاتر است ، يعنى حيثيّت و جنبهء ولايتى او كه باطن و روح نبوّت است ، فوق جنبه نبوّت است زيرا در مقام نبوت سير او از حق با حق است ، ولى در مقام ولايت ، سير او سير الهى و سير فى الحق است كه غايت مقام قرب و تمكين است ، و جمع ، ساحل درياى توحيد است و بالاتر از آن مقامى نيست كه سالك در آن مقام سير نمايد غير از سير رجوع از حق بسوى خلق ، و پس از مقام جمع ( توحيد ) است كه حق تعالى فرموده : « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » كه همان توحيد جمعى است زيرا در اين مرتبه غير از حق چيزى وجود ندارد تا اثبات شود . معنى توحيد تنزيه ذات حق تعالى است و آن چند قسم است . 1 - توحيد عام توحيد مبتديانست كه با استدلال و دلايل نظرى و فكرى و برهان عقلى بر يگانگى ذات او استدلال كنند . 2 - توحيد خاص و توحيد متوسطان است ، و آن ثابت مىشود با