بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 239

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

حقايق ، كه عبارت از مكاشفه و مشاهده و معاينه و حيات و قبض و بسط و سكر و صحو و اتصال و انفصال است و به اين مرتبه اشاره كرده مولوى كه مىفرمايد : چيست توحيد خدا افروختن * خويشتن را پيش واحد سوختن چون دلت آموخت شمع افروختن * آفتاب او را نيارد سوختن گر همىخواهى كه بفروزى چو روز * هستى همچون شب خود را بسوز هستيت در هست آن هستىنواز * همچو مس در كيميا اندر گداز 3 - توحيد خاص الخاص و توحيد اهل نهايت و آن توحيدى است كه قايم با ذات قديم حقتعالى است و اهل اين مقام آنهائى هستند كه در درجه سوم هر بابى از ابواب نهايات كه آخر اقسام است ذكر شده . توحيد نخستين عبارت از گواهى بر واحديّت و بىشريك « 1 » بودن و يكتائى و بىنيازى و صفات سلبيه حق ، و بىهمتائى حق و نداشتن اجزاء عقلى و خارجى است و اين توحيد ، شرك اعظم را از بين مىبرد و اسلام را از كفر متمايز سازد ، و قبول اين توحيد ، بموجب ادلّهء سمعيّه نقليّه ، و اخبار قرآنى و شريعت نبوى صلى اللّه عليه و آله ، براى همه فرض و لازم است ، و ادراك مفهوم آن و رسيدن به حقيقت آن ، دست ندهد مگر اينكه خداوند خود او را بوسيلهء نور خود ، كه در قلب مؤمن مىاندازد ، بصير و بينا فرمايد ، و

--> ( 1 ) زيرا حق تعالى موجود است به حقيقت وجود ، و او صرف الوجود است ، ولى وجود ممكنات حقيقت وجود نيست ، و وجود او با لذّات است و ممكنات وجودشان بسبب اوست ، و ميان وجود حق و ممكنات ، نه اشتراك لفظى هست و نه معنوى ، مانند اشتراك نور كه در آفتاب اشدّ و اقوى است و در ستاره‌ها اضعف ، بلكه بين وجود حق و ممكنات امتياز هست ، بدون اشتراك كه مولا على عليه السلام فرموده : « توحيده تمييزه عن خلقه » پس وجود حق با وجود ممكنات نه اشتراك لفظى دارد ، چنانچه بعضى متصوّفه قائلند ، كه هيچ رابطه و نسبتى بين وجود حق و ممكنات نباشد ، و نه اشتراك معنوى كه در ذات و وصف باهم اشتراك داشته باشند چنانچه بعضى فلاسفه قائلند