بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 224
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
صاحبنفسانند كه چشمى به ارادت * در روى تو دارند و دگر بىبصرانند و در درجه سوم كه براى محققين اتفاق مىافتد محو و اضمحلال صورت خلقت و حدوث است با غلبهء سطوت قدم كه مولى فرمود : اطف السّراج فقد طلع الصّبح و ربّ النوع اين معنى اسم ( القدوس ) است و مراد از اين نفس تجلى احديت و ظهور قيوميت حق در مراتب امكان است زيرا اگر اين تجلى اتصالى ذاتى ابدى نباشد موجودات از ازل تا ابد وجود پيدا نمىكنند پس نفس با تحريك مخصوص منتهيان است و احوال براى متوسطين از سلاك است كه خداوند با نقل از آصف ابن برخيا فرموده ( انا آتيك به قبل ان يرتدّ اليك طرفك ) و كسانى كه داراى اين حالند و حجاب علم از جلو سر آنان بهوسيله تجلى شهودى مرتفع گرديده و براى آنان فناء در مشهود حاصل شده در حال غربت و انفراد باشند در ظاهر صورت با خلق هستند ولى در باطن از آنها دور بوده و معنا متوجه بسوى اوطان و جايگاههاى اصلى خود هستند پس در حال غربت روح و نفس و سر آنان در درياى قرب و نزديكى به حق فرورفته و مستغرق باشد و علت غربت و انفراد عارف اين است كه او مقامى رسيده كه خارج از ادراك عام است و هنگامى كه براى او صحو بعد از محو و فنا رخ مىدهد به دانشى مىرسد كه از محيط ادراك خرد بالاتر است و به همين جهت اين دانش غربت است و همين دانش است كه سبب انكار علماى ظاهرى از عرفاء مىشود و اين منزل غرق است كه مولوى مىفرمايد : غرقيم به درياى بقاى احديّت * ما نيست چنانيم ندانيم كه هستيم در بحر محيطى كه بود مطلق مطلق * محويم و چنان محو كه از خويش برستيم و در اين حال براى آنان حال ( غيبت ) از احساس غير و ادراك ما سواى حق حاصل شود يا نفس او از حال او غائب شود با وجود مشهود بدون اينكه شعور و احساس اين حال را نمايد پس داخل باب ( تمكين ) مىشود بهنحوى كه از تلوين متأثر و منفعل نمىشود و تلوين عبارت از غلبه برخى از تعليات اسمائى در وجود او به برخى ديگر است . خاموش كه تا هستى او كرد تجلى * مستيم بدانسان كه ندانيم كه هستيم تلوين و تمكين سه مرتبه دارد : 1 - از جهت تجلى ظاهرى و آن اين است كه آثار اسماء مختلف و متميز بطور متوالى و پىدرپى در قلب راهروان تجلى كند ، و اين مرتبه را مرتبه تجلى افعالى نامند كه سالك مظهر اسماء متعدده الهى واقع شود