بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 225

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

مثل خالقيت و رازقيت ، و افعال حق از او ظاهر گردد ، ولى در اينجا هم افعالى را كه از او صادر شود از حق بداند و اين در مقامى است كه بطور روح رسيده باشد و در اين مقام سالك با ظهور آثار برخى از اسماء ، از احكام و خواص اسمى ديگر محجوب شود تا آنگاه كه پرتو تجلى جمعى اسم ( ظاهر ) درخشيدن گيرد و سالك را در وسط آثار اسماء حق متمركز سازد ، و آن‌وقت نسبت جميع اسماء با او يكنواخت و برابر شود و اين است نقطه‌اى كه سر سالك در آن متمركز مىشود و همان مقام تمكين است . 2 - اينست كه تجلى باطنى اسماء در باطن او ظاهر شود . 3 - مرتبه جمع و برزخيّت بين ظاهر و باطن زيرا احكام هريك از ظاهر و باطن مستلزم احتجاب از احكام آن ديگرى است و كسى كه در برزخ بين ظاهر و باطن سير كند ، توانائى جمع بين احكام ظاهر و باطن ، و همچنين تمكن تفرقه و فرق بين ظاهر و باطن را دارد ، پس ورود خواص يكى از آن دو اسم درباره او مانع از احكام ديگرى نيست و عارف در اين مقام مظهريت لا يشغله شأن عن شأن را پيدا مىكند و اين مقام تمكين در تلوين است و مقصود ما در اين مقام تمكين مرتبه اوليه است . و تمكين ، آخر مقامات ولايت و آغاز مقامات تدلى است زيرا سالك چون بمقام بقاء برگشته و خلعت هستى را پوشيد ، بوسيلهء حق سينه او منشرح گشته ، و آمادهء پذيرش تجليات مىشود . و رسوم خلقيه را با ديدهء حق‌بين ببيند ، و در اين مقام حقايق معارف و حكمتها كه از اسرار اسم « الهادى » است به او داده شود ، و ولى در اين مقام چون راه سلوك را به پايان رسانيده از طرف حق مكاشفات به او الهام مىشود و حقايق با مسامره ( محادثهء حق در سر سالك ) در نهاد او القاء مىگردد و در اين هنگام وارد باب حقايق مىشود و بروز حقايق هنگامى است كه سالك را سير فى اللّه دست دهد . و حقايق نيز ده منزل دارد . 1 - مكاشفه 2 - مشاهده 3 - معاينه 4 - حيوة 5 - قبض 6 - بسط 7 - سكر 8 - صحو 9 - اتّصال 10 - انفصال پس هنگامى كه در وجود سالك نسبت آثار جميع اسماء الهى يكسان و برابر شد و سير سالك در سفر الى اللّه بكمال و نهايت رسيد شروع نمايد در سفر دوم بطريق محبوبيت ( سفر من اللّه الى اللّه ) و آثار آن بيشتر در