بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 223
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
پيدا مىشود پس ( لحظ و وقت و صفا ) « 1 » از مقامات او مىشود و آنوقت متلبس با ( سرور ) و خوشحالى با ذات و وقت و صفات خود گردد و اين شادمانى برون و درون سالك را فراگيرد ، و اثر خوشحالى از نهاد او در چهره ظاهرش پديدار شود . پس وقتىكه اين حال براى او حاصل گردد ، نسبت بر شهود اغيار اقتضاى حال او پنهان داشتن حكم وقت است كه بر آن غير از خدا كسى آگاه نمىشود و آن ( سر ) است و اشاره بر اين است گفتار پيغمبر ( ص ) كه از خداى خود حكايت مىكند : « اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى » پس اين شخص ولى كه داراى سر است در اين حالت صاحب نفس واحده و قلب واحد مىشود و اثر نفس واحده اين شخص در ( نفس ) با فتح فاء آشكار گردد و بحسب حالت ، آثار كشف و شهود و تجلى در شخص عارف ظاهر مىشود و قلوب را زنده مىگرداند و همانطور كه نفس موجب آسايش متنفس است همينطور بهوسيله اين نفس براى شخص سالك در هنگام استتار ، حزن و شوق رخ مىدهد تا خود را دوباره بتجلى شهودى برساند و در هنگام غلبه تجليات او را از محو به صحو مىرساند با اختلاف درجات و مقامات و حالات ( زيرا در اين حال كليه صورت حجب و استار و وسايل دورى از حق از سر عارف رخت بربسته است ) و نفس مأخوذ از كلام حضرت رسالت است كه در خصوص اويس قرنى فرموده « انّى لاجد نفس الرّحمن من قبل اليمن » و همچنين آثار نفس واحده در يك محل بطور ايجاد صورتست به اين معنى كه شخص عارف را از حال سرور و ذوق حاصله از تجلى ، به آسايش بينش پيشگاه جمع مىرساند كه مملو و پر از نور هستى است .
--> ( 1 ) صفا يعنى پاكى از تيرگى و در اين باب عبارت از برافتادن تلون است و آن سه درجه دارد . 1 - صفايى است كه از علم تهذيب اخلاق و تأدب بآداب شرع حاصل آيد و او را در سلوك مهذب گرداند . 2 - صفاى حال است كه دلايل وصول سالك بر حضرت صفات و انوار معارف مشاهده شود و ذوق مناجات براى او حاصل شود . 3 - صفاى اتصالى است كه موجب مشاهده فناى يكايك از رسوم در وجود حق است و نهايت دانش نقلى و اكتسابى او در بحر معاينه و عيان و شهود مستغرق گردد .