بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 222
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
شخصا و راسا متولى و مباشر حركات عباد مىشود و تصرف و اختيارى براى عارف نمىماند زيرا براى بنده در اين مقام ذات و اثر و وصف و فعل نباشد لذا اسم اين مرتبه را ولايت ناميدهاند . و اولين مرتبه آن ( لحظ ) است 2 - وقت 3 - صفا 4 - سرور 5 - سر 6 - نفس ( با فتح اول و دوم ) 7 - غربت 8 - غرق 9 - غيبت 10 - تمكن سَحَرى ببرد عشقش دل خسته را به جائى * كه ز روز و شب گذشتم خبر از سحر ندارم سفرى فتاد جان را بولايت معانى * كه سپهر و ماه گويد كه چنين سفر ندارم لحظ آنست كه در درجه اول عارف عطاء و بخشش حق را با حكم عنايت سابقه حق و همچنين نهايت نسبى و حقيقى خود را ملاحظه نمايد و چون مطلع بر سر قدر مىشود زبان از سؤال مىبندد . و دوم آنست كه نور كشف را ملاحظه نمايد و در اين ملاحظه عارف خلعت ولايت بپوشد . درجه سوم ملاحظه شهود حقيقت احديت است كه كليه افعال و آثار وجودى را فانى در ذات احديت ببيند و محل معنوى ( حضرت علميه حق و سر قدر ) را كه لحظ در آن واقع شود ادراك كند و نام آن ( وقت ) است يعنى باطن و ظرف زمان كه در اصطلاح عرفاء عبارت از زمان ظهور خالى است از احوال معين يا تجليى از تجليات خاصه . بعضى گفتهاند وقت حالى است كه سالك در زمان حاضر بر آن حال باشد پس اگر در سرور باشد وقت او سرور است و اگر در حزن باشد وقت او حزن است يعنى مشغول است بدانچه از حكم حق بر او متوجه است و آن سه درجه دارد . 1 - وقت حصول وجد است هنگامى كه پرتو عنايت و فضل حق را ببيند يا براى فروزش شوق لقاى حق است كه بهوسيله جذبه عشق مىآيد . 2 - وقتى است كه براى سالك بين تلون و تمكن آيد ولى تمكن او غلبه بر تلون دارد يعنى بقيه هستى در او هست 3 - وقت الهى و وقت خاص الخاص كه رسوم وقت در وجود حقتعالى محو و نابود گردد و در اين وقت براى سالك از تيرگيهاى اغيار صفاى حال