بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 221

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

بعد بارقه امداد حق او را دريابد و ظلمت اثر ( هيمان ) را به كلى از ميان برمىدارد و مانند موسى بر كوه طور لمعانى ديده و بدنبال آن مىرود . چون برروم از پستى بيرون شوم از هستى * در گوش من آنجا نيز هيهاى تو مىآيد كه آن را ( برق ) نامند و برق مبدأ و منشأ طريق ولايت است بعد ( دوق ) حاصل شود و آن باران رحمت است كه در اثر تابش برق امداد حق از حضرت عمائيه بر قلب عارف مىبارد و سوزش تشنگى سالك را بارش لطف خود از بين مىبرد و او را از اندوه و تأثر صاف سازد و با شهود حقيقت پايدار گردد . رحمتى كن كه من تشنه جگر مىميرم * چشم بر رشحهء آبى ز سحاب كرمت هرچه خواهى بكن اى دوست كه مىيابم من * لذت چاشنى لطف و كرم از حشمت پس احوال ده قسم شد : 1 - محبت 2 - غيرت 3 - شوق 4 - قلق و اضطراب شديد 5 - عطش 6 - وجد ( مراد از وجد پيدا كردن است چون سالك در اين مرتبه مانند كسى كه گم‌شده‌اى را پيدا كند با مشاهده تجليات حق شاد مىشود ) لذا وجد ناميده شده و آن را وجود نيز نامند اهل وجد و وجود در مقام سير اطوار سبعه روحند و بعضى وجد را از حالات متوسطان و وجود را براى منتهيان دانسته‌اند . 7 - دهشت ( حيرت ) 8 - هيمان حيرتى است كه به‌وسيله آن براى سالك غيبت از تعين حاصل گردد ) 9 - تابش برق و امداد عالم اطلاق و كليت 10 - ذوق . [ ولايات ] و اين احوال راه‌روان را بشاهراه ترقى وارد مىنمايد و از حضرات نازله جزئيه و از مظاهر اسم ظاهر حق بحضرات عاليه كليت مىرساند كه حكم آن ديدن وحدت وجودى حق در عين كثرت ظاهره در نفس انسان است و هنگامى كه قيود جزئى را از خود زائل ساخت حركت و سير سالك در مدارج نهايت اطوار سريع‌تر شود كه بعضى از عرفاء اين نيروى تقواى معنوى را قسم ولايت ناميده‌اند ( ولايت مراتبى است در فناء و چون در اين مرتبه حقتعالى