بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 11

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

« محو الموهوم و صحو المعلوم » بعبارة أخرى ، مراد از حظّ بهرهء اوصاف وجود است ، كه حقيقت نفى مىكند ، ولى حق ، آثار كلّية وجود و رؤيت وجود را ، سلب مىكند . قوله قس « العلم حكم و الحقيقة حاكم » يعنى علم عيانى لدنى ميراث عمل يا علم سلوك حكمى است كه با آن حكم مىشود مر صاحب آن را كه اوست داراى اين علم و حاكم آن حقيقت است نمىشناسد و نشان نمىدهد آن را جز حقيقت كه علم حاصل از حقيقت مكاشفه و مشاهده و معاينه است يا اول فقط حكمى است بىحاكم و حقيقت حكمى است با وجود حاكم برنده و كشنده است . قوله قس « استعمال العلم بالجهل غرور » يعنى استعمال علم ظاهرى شرعى و عمل به آن يا علوم عقلى و فكر در آن با وجود جهل نفس و ناشناسى نفوس و كيدهاى آنكه با علم سلوك حاصل است فريفته شدن است يعنى فايده ندارد كه فرموده‌اند : تو همىخوانى يجوز و لا يجوز * خود نمىدانى يجوزى يا عجوز قوله « و بالعلم حقيقة » يعنى استعمال علم ظاهرى با علم سلوك و آگاهى از حق ، حقيقت است ( مراد از حقيقت در اينجا طريقت است زيرا كه صفت و خبر استعمال علم است ) « و بالمعرفة وجود » يعنى استعمال علم با معرفت الهى وجود است مراد از وجود يا هستى و اظهار هستى است كه پندار وجود در او مانده ، بقرينهء ما بعد كه خواهد فرمود : عمل او حبط مىشود . به ملاحظه يك معنى و احتمال دارد : كه مراد از وجود ، اشاره به حال مخصوص باشد ، كه بالاتر از مرتبه وجد است يا وجود حق باشد كه در اين حال و مقام ، هركس باشد آثارى از خود و عملش باقى نمىماند ، زيرا كه علم با وجود و هستى است ، وقتى كه خود او از ميان رفت ، ديدن عمل هم مىرود ، پس حبط عمل در اين وقت در نظر صاحب آن ، كه بنيهء وجود هم با استعمال معرفت ، رفت عين مقبوليّت است . « من استعمل العلم با العلم خلص عمله » هركس در استعمال و استفاده از علم ظاهرى ، از علم شهودى ، طلب يارى و مظاهرت نمايد ، در سلوك ، يا با علم و شعور به استعمال ، عمل او خالص مىشود ، يعنى از شايبه و آلايش عجب ، و غيره ، پاك مىشود ، زيرا كه اين شخص بعلم سلوك ، و تخليه و تصفيه و تنقيه مشغولست .