بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
اسرار النقطه 194
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
براى خود عالم مستقلى است زيرا وجود هر موجودى چيزى است كه به آن شيئيت و وجود آن دانسته شود . و بنا بر اطلاق دوم كه از « عالم » معنى عرفى مقصود باشد نام « عالم » بر مجموع اجزاء كون ، كه عبارت از : عرش ، كرسى ، و آسمانها و اجسام عنصرى و صورت مركّبات ( معادن نباتات حيوانات ) هستند گفته مىشود و آنچه در اخبار و احاديث وارد شده از كثرت عوالم ، مقصود همان عالم بمعنى لغوى است ( يعنى هر چيزى نسبت به خود عالمى است كه با آن شخصيت و شيئيت او معلوم مىشود ) نه عرفى ، پس عوالم ازاينجهت اگرچه جزئيات آن منحصر نيست زيرا افراد مراتب امكانيّه ، و جزئيات مدارج عالم سمع الكيان ( طبيعت ) و اعيان حقائق وجودى ، بحصر و شماره نيايد ، ولى ممكن است كلّيّات عوالم را در تحت عالم غيب و شهادت ، و علوى و سفلى ، منحصر ساخت زيرا كليه عوالم منقسم بر دو قسمند : قسمى از آنها بيرون از ادراك حواس ظاهرى و باطنى ما هستند و قسمى عوالمى است كه در تحت نفوذ ادراك و حواس ما مىباشند . عوالمى كه از محيط ادراك ما خارج و بيرونند بر سه گونهاند « 1 » و عوالمى كه در محيط ادراك ما باشند دو قسماند « 2 » پس عوالم كليه حضرات وجودى كه در نزد صاحبان كشف و شهود حضرات خمس ناميده شوند پنج است اوّل از آنها عالم هويّت غيب مطلق است كه شامل غيوب كلّيّه عوالم است و احديّت مطلقه ، و حقيقت الحقائق نيز ناميده مىشود . بعد از
--> ( 1 ) اوّل عالم لاهوت و هويّت غيبيّه ، و غيب مجهول و غيب ثانى و عالم مشيّت و نور محمّدى و عالم حبّ ذاتى و عين الجمع و حقيقة الحقائق و مقام أَوْ أَدْنى ( دوّم ) عالم صفات ( عالم روح كلّى و عقل كلّى ) كه جبروت و برزخ البرازخ و مجمع البحرين و قاب قوسين و محيط الاعيان و واحديّت و عماء است ( سوّم ) عالم ملكوت ( نفس كلّى ) كه عالم ارواح و عالم امر و عالم ربوبيّت است و متاخّرين از عرفاء غيب الغيوب و هويّت ذات صرفه را داخل در عوالم نشمردهاند زيرا آنجا لا اسم و لا رسم له است زيرا عالم : ما يعلم به الشّيء است و علم و عقل آنجا راه ندارد ( 2 ) عوالمى كه محسوس و تحت ادراك ما هستند دو عالمند عالم ملك و شهادت و آثار و عالم محسوس است و عالم ناسوت كه كون جامع و علّت غائى و آخر تنزّلات و مجلى كلّى است .