بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 149

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

با اعمال و التفات به اصلاح وجود ، « و هو ممكور بها » و او مكر كرده شده با اين كشتى زيرا كه هرچه هست در جوف اين كشتى وجود است از تصرف شيطان نفس و هوا و حيله‌هاى آنان كه خودشان را به ناحق كشتيبان شمرده‌اند در اين راه « و من يرى الحجاب بحقيقة وجده » و كسى كه به ببيند حجاب را با حقيقت وجد خود . و مشاهدة حقّه و با مشاهدهء حق « غيّب منه المرئىّ حقيقة الرّؤية » غايب مىكند از او حقيقت مشهود ، كه حق است حقيقت ديدن كشتى را « و امن البحر و الحجاب » و ايمن شده و مىشود از دريا و حجاب « فعبر البحر بلا رؤية بحر و ذلك لغلبة استماع النّداء و الدّعوة » پس از دريا مىگذرد بدون ديدن دريا ، و اين به جهت غالب گشتن سماع نداى دعوت حق است سالك را بسوى خود ، كه از غلبهء جذبه و حال به اين حال رسيده كه : « الَست از ازَل‌شان همانا به گوش » « و هو طريق اهل التّجريد » و اين راه اهل تجريد است كه از ما سوا و علاقه‌ها دل پاك كرده‌اند ، بلكه حقتعالى با جذبه ، دوستان خود را مجرّد كرده از ما سواى خود . « الأركان الى اللّه و الأمن بعد معرفة مكره غفلة » اركان با كسر همزه ، بمعنى اعتماد و ميل از ركون است يعنى اعتبار و تكيه نمودن به رحمت خدا و ايمن بودن از قهر او پس از معرفت مكر حق غفلت است « و الأمن من مكره كفر و ايمن بودن از مكر او كفر است فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ « 1 » و مقصود از امن اينكه شخص عامل با وجود عمل ، مرتكب مخالفات و منافيات گردد ، و به عمل صورى خاطر را جمع كند يا اگر اهل حال است با وجود حال ، ترك عمل و رياضت بكند ، براى اينكه همان حال را بر جا ببيند ، و غافل از مكر نفس گردد ، كه مىتواند بود آنكه حال را عطا مىكند دوباره ، و به عامل ، توفيق عمل مىدهد ، براى مكر و غافل كردن باشد . به هوش باش كه هنگام باد استغنا * هزار خرمن طاعت به يك درم نخرند قوله قس « و التّعرّض من كيفيّة مكره شرك » و تعرّض خود از كيفيّت مكر او يعنى امتحان كردن كه با مخالفت ببيند كه مكر حق چگونه

--> ( 1 ) آيهء 97 از سورهء 7 يعنى : از مكر و عذاب خدا ايمن نمىشود مگر گروه زيانكاران و مقصود از مكر خداوند مجازات و كيفر اعمال بندگان است .