بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 150
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
به او مىرسد شرك است زيرا كه خود را با حق در نظر آورده امتحان مكر مىكند و اين نوعى از شرك است قوله قس اهل الاستدراج مستدرجون بالعادة الظّاهرة و الاجتهاد القائم اهل استدراج آنهايند كه حقتعالى ايشان را محروم كرده از سعادت و بهشت ، ولى در ظاهر با رحمت رحمانيّه قدرت وجود و توسعه مىدهد ، تا بتدريج بخذلان برساند ، و آنهايى كه با غفلت نفسانى ، و با فساد عقايد مشغول طاعاتند ، و حق تعالى اسباب ايشان را فراهم مىآورد ، لذا مىفرمايد كه اهل استدراج درجه داده شدهاند ، با عادت ظاهره و اجتهاد در عمل كه قايم است « و لذلك لا يعلمون » و ازاينجهت نمىدانند كه منظور خذلان ايشانست كه به آن عمل غره گشتهاند « و اهل المكر ممكورون بثبات وجود السّير و حلاوة الطّاعات و لذلك لا يعرفون » و اهل مكر ممكور شدهاند باثبات وجود سير و شيرين بودن طاعات در مذاق آنها و ازاينجهت نمىشناسند مكر را « فاهل الاستدراج يبقى لهم الاجتهاد الظّاهر » غرض مصنف ( قس ) با اشتراك اهل استدراج و مكر در ردّ الهى آنست كه فرق بگذارد ميان اينها كه اهل استدراج در ميان اهل ظاهر است و اهل مكر در ميان اهل باطن پس مىفرمايد كه براى اهل استدراج باقى مىماند كوشش ظاهر اعمال خير « و يغنى عنهم وجود المواريث فى السّير » و غنى شده از ايشان وجود ميراثهائى كه در سير است ، يعنى حالاتى كه از ميراث سير و سلوك است در آنها نيست ، پس بنابراين « و يفنى » خواندن بهتر است با قرينهء مقابله با يبقى يعنى فانى مىشود از آنها وجود ميراثهاى سير كه حالات باطنى است « فيرضون بالعادة القائمة و الاجتهاد القائم فيحسبون انّهم مهتدون » پس راضى مىشوند بر اعمال عادتى قايم و برقرار ، و سعى و كوشش پايدار و پندارند كه ايشان در هدايتاند . « و اهل السّكر يبقى لهم وجود السّير ، سير القلب و حلاوة الطّاعة » و براى اهل مكر باقى مىگذارد وجود سير سير قلب و حلاوت طاعت را يا باقى مىماند وجود سيرى كه سير قلب و حلاوت طاعت است « و يفنى لهم الازدياد » و فانى مىشود براى ايشان زياده كردن