بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 127

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

قوله قس الوقت حجاب الوقت وقت حجاب وقت است وقت متوسطان كه شهود تجلى يا حال است حجابست بر حقيقت وقت منتهيان يا ادراك وقت بودن وقت حجابست بر وقت تا غفلت واقع گردد و الوقت عين الوقت و وقت عين وقت است در حالتى كه تمام اوقات او با حال و شهود مستغرق باشد ، كه اميد ترقّى نباشد ، مثل مجذوبان مطلق و للوقت زيادة الوقت يعنى براى وقت راست زيادت وقت درصورتىكه در اوايل حال و بارقه روى دهد و زائل گردد ، كه در اينجا وقت لغوى را زيادت هست بر وقت اصطلاحى ، و ممكن است اين سه قسم اشاره بر سه مراتب سابقه باشد ، يعنى وقت نفس علم ، حجاب است بر وقت كه در درجهء دوّمى است ، و وقت علم حقيقت ، عين همان حقيقت است كه تجلّى خاص است ، و وقت حقيقت حق زيادتى وقت است مر وقت را چرا كه به‌وقتهاى ديگر در نزد اين وقت زيادتى و فضيلتى است كه ما فوق آن متصوّر نمىشود چنان كه فرموده : لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل « 1 » حجاب بودن وقت بر وقت براى سالكان و اهل تلوين است ، كه دايما در تلوّن هستند و عين بودن وقت بر وقت ، براى آنها است كه داراى يك‌وقت مخصوص شده‌اند كه از آن ترقّى و تنزّل ندارند مانند مجذوبان قانع بوقت و وقتىكه زايد است بر وقت ديگر ، مال منتهيان و عارفانست قوله ق « من غفل عن وقته فى وقته فاته وقته » كسى كه غافل گردد از وقت خود در وقت خود ، كه مشغول گردد بر آفات وقت مثلا در وقت طاعت سالك بلهو و غفلت مشغول گردد و در وقت شهود التفات بوجود بكند ، فوائد آن وقت از دست او برود و فوت گردد . فان وجد وقته فى غير وقته كان ذلك وجد الغير پس اكر آن حال و وقت فوت‌شده را در وقت ديگر بيابد آن يافت يافت غير آن‌وقت مىشود و لهذا گفته‌اند « الوقت سيف قاطع » « و ان كان ذلك الغير وقتا » اگرچه آن غيرهم وقت شهود و تجلى باشد فوقت الغير بعد فوت الوقت مكر پس وقت غير پس از فوت وقت

--> ( 1 ) يعنى مرا با خداى تعالى وقتى است كه نمىگنجد در آن حال و وقت فرشتهء مقرب و نه پيغمبر مرسل . و اين حديثى است معروف كه در بيشتر كتب عرفا با آن استناد شده و اشاره بمقام استغراق و فناء آن حضرت در لقاء ربوبيّت است « عماد »