بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 128

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

مكر است مكر آنست كه پس از فوت ، حالتى ، باز همان حال دفعهء دوم و سوم روى بدهد با آنكه مشغول منافيات و مخالفات است ، و با اينكه مشغول معاصى است مثلا ، حالى و تجلّيى روى دهد ، تا او اصرار كند بر مخالفت و اين مكر الهى است و الغير وقت ردّ فيه و آن غير شهود اول وقتى است كه مردود گشته در آن وقت يجرّد الوقت من الوقت آن‌وقتى كه مجرّد كند وقت را از وقت ، يعنى آن شهود حقّى كه منزّه است از تمام اوقات حالات يا غيره كه وقت را از وقت مجرّد مىكند ، يعنى از وقتيّت آن‌وقت غفلت مىشود و يا از تمام وقتها ممتاز است و صار الوقت حجّة الوقت و بگردد آن‌وقت شهود خاص حجت براى صحت وقتها فما اعزّ الوقت چه بسيار عزيز است آن‌وقت و من نظر فى وقته الى وقته فهو وقته كسى كه نظر كند در وقت خود بسوى وقت خود ، پس خودش وقت خودش است ، كه نظر بر هستى خود دارد ، يعنى وقت همچنان كس بوقت ناميده نگردد ، زيرا كه در وقت بايد التفات به حق منظور گردد قوله ق الفطنة حفظ الوقت كياست كه زيركى و چابكى ظاهرى و باطنى است ، شناسائى آن‌وقت و حال ، و تجلّى شهوديست ، كه از كدام اسم ظاهر گشته است ؟ « من غاب نفسه فى وقته فوقته له » كسى كه غايب گردد در وقت خود از نفس خود پس وقت او سود او و نفع و ملك اوست « و من نظر فى وقته من وقته الى نفسه » كسى كه نگاه كند در وقت خود از وقت خود بسوى نفس خود « فوقته عليه » پس وقت او بر ضرر اوست قوله قس « الجمع سرّ الجامع » جمع آنست كه تمام آثار خلق و كثرت ، از نظر مشاهدهء سالك مستور گشته ، بجز حقتعالى چيزى را درك نكند و تفرقه علم است به اينكه وجود حق غير از وجود خلق است پس جمع سر صاحب جمع است و تفرقه ، علم اوست بوجود خلق و كثرت قوله قده « الجمع جمع المراد قبل اظهار المريد » جمع ،