بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 120
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
و بشريّت مستور ندا ز خلق با اينكه در ميان مردم هستند قوله الضّنّة على الحقّ تجريد الإرادة بخل براى حق ، يعنى عزيز داشتن و خاصّهء خود كردن از عبد ، آن است كه مجرّد كند ارادت را از كونين و فقط حقّ مراد او باشد و الضّنّة من الحقّ اظهار الإرادة يعنى بخل و امساكى كه از حق باشد يعنى حقتعالى كسى را خاصّهء خود قرار دهد ، اظهار ارادت است و آن اين است كه از ساير مردم او را محجوب دارد كه آنها را ضناين اللّه « 1 » گفتهاند و اين بخل از حقتعالى ، نسبت به حقتعالى نيست ، بلكه بعدم لياقت مخلوق است از اينكه دوستان او را بشناسند ، و وقتش را مشوّش كنند و اظهار ارادت او در خصوص عبد به اين طريق است كه او را از نظر اغيار پوشانده است كه برگزيده و خاصّهء حق است ، با اعطاى لباس و كسب و صورت و رسم مردم بر او ، كه نقاب عزّت و حجاب جلال است قوله لا يرفع غيرة الحقّ فى الدّنيا و لا فى الآخرة لأنّها من صفات الذّات يعنى بمضمون اللّه غيور غيرت كه صفت ذاتى جلالى حق است كه غنى على الاطلاق است برداشته نمىشود نه در دنيا و نه در آخرت زيرا كه وحدت مطلقه حق باعتبار احديت هميشه نفى و سلب ما سوا را مىكند كه اگرچه ما سواى او در باطن و معنى ، وجود حقيقى ندارند و از اين غيرت است صفات قهر و جلال كه قهر عباده بالموت و الفناء كه مميت و قاهر و مفنى است منفكّ نمىشود از حق و از آنست كه در هر لحظه فنائى براى تعيّنات مجازيّه قايل شدهاند كه در هر لحظه تغيير و تبديل و زوالى براى غير حق مىباشد هميشه خلق در خلق جديد است * و گرچه مدّت عمرش مديد است بقا حق را و باقى جمله فانى است * بيانش جمله در سبع المثانى است از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وز اينجانب بود هر لحظه تبديل
--> ( 1 ) مقصود از ضناين ، خصايص اهل اللّهاند كه خداوند آنان را از نظر مردم مخفى داشته و آنها را انتخاب براى خودش فرموده است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده : انّ للّه ضنائن من خلقه البسهم النّور السّاطع يحييهم فى عافية و يميتهم فى عافية يعنى خداى را برگزيدگانى از خلق است كه آنها را با انوار جلال و عزّت خود مستور داشته ، و زندگى آنها را با سلامتى قرار داده و مرگ آنها را با سلامتى توام ساخته است .