بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 121

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

باطن عارف و ولى كه هر لحظه فناى وجودى مر رسوم بشريت را مىدهد تا در ملك دل او صداى لمن الملك را جواب بگويد قوله « زيادة الغيرة الذّهاب » زيادى غيرت زوال اغيار و نفى رقيبان شدنست قوله « للعلم غيرة و للحقيقة غيرة و للحقّ غيرة » براى هركدام از اين مراتب سلوك غيرتى است « فغيرة العلم علم » علم كه در ابتداى سلوك لازم است غيرت او علم است يعنى غيرتى كه از علم ناشى است و آن اين است كه عبادات او ممزوج با اغيار از اميد ثواب و خوف عذاب يا رياء نباشد و تدارك كند فايت را ، و اعمالى را كه بىشرايط به عمل آمده ، و اين خود علم است زيرا كه با علم عقلى و شرعى دانسته مىشود « و غيرة الحقيقة حكم » يعنى غيرت حالات شهود و تجلّى ، و حالات محبّت حكم است بر اينكه نگذارد كه وقت او فوت شود ، پس حاكم است بر اينكه وقت خود را فوت نكند ، و حكم است بر نفى اغيار محبوب ، و در مقام حكم علم ساقط شده بلكه حكم حال اين است كه از دست ندهد آن را « و غيرة الحقّ حتم » و غيرت حق حتم است يعنى واجبست كه نگذارد حجاب را در روى تجلّى ، يا التفاتى را بسوى غير حق ، و وجوب براى اين است كه از صفتهاى حقّ است ، كه بجز او مالك الملك نباشد در خارج ، يا در قلب عبد خود . « قوله الغيرة بالعلم فعل الصّالحين » غيرت بسبب علم ، فعل صالحان است كه اعمال را خالص مىكنند و فايت را تدارك مىنمايند « و الغيرة بالحقيقة فعل السّابقين و الغيرة بالحقّ فعل العارفين » و غيرت بسبب حقيقت ، يعنى بسبب شهود و تجلّيات و حالات ، فعل سابقان است ، كه نمىگذارند وقتى از آنها فوت گردد از غيرت ، كه درجهء اهل جذبه و متوسطان است ، و غيرت بسبب حق كه نفى حجابات از حق كنند ، فعل عارفان است ، كه پس از غلبهء شهود و فنا از آثار وجود ، عارف به حق گشته‌اند قوله قس « من اخمده الغيرة لم يخمد ناره ابدا » يعنى كسى كه او را خاموش كرد غيرت يعنى انوار هستى صفات و آثار را يا آتش نفس او را خامش نمىشود هرگز نار او كه در دل است ، مراد از نار نار محبت بلكه نور عشق است ، و ممكن است اين فقره اشاره بر اهل طبيعت و نفس و اشقيا