بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 116
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
الباب الخامس عشر فى المحبّة و الدّعوى و الغيرة قوله قس « الدّعوى باللّسان كذب و زور » ادعاء زبانى يعنى بدون آثار در همه چيز خصوصا در محبت دروغ است مگر اينكه آثار دلالت نمايد كه : اشك خونين و رخ زرد بشد غمازم « و فى الطّلب بعد وقوفه بالإشارة جسارة » و ادعاء او در طلب پس از اطلاع او بر اشارهء الهى ، كه محبّت از حق است و جذبهء اوست ، يا با اشارهء شهود تجلّيات ، كه در اين مقام ، ادّعاء محبّت يا طلب ، جسارت است ، يا مراد اينست كه پس از ايستادن او از طلب بسبب اشارهء محبوب و مطلوب ، كه اشارهء او شهود آثار اوست ، و اين معانى در اواسط و انتهاء سلوك است زير كه جذبهء محبّت از حق است ، و طالب اوست ، و ممكن است اشاره براى مبتدى ، كه هنوز در طلب است باشد ، و وقوف و اطّلاع او ، بواسطهء اشارهء علمى سلوك است از شيخ خود ، كه هنوز در طلب است ، كه او اگر ادّعاء محبّت نمايد ، يا ادّعاء طلب كند ، جسارت است زيرا كه اشارهء علمى مىگويد : كه دعوى را به كنار بايد گذاشت . « كار كن كار بگذر از گفتار » قوله ق الدّعوى من وجهين فالأوّل دعاوى الرّسميّات يعنى ادّعاء از دو جهت و راه حاصل است : اول آن دعويهاى رسميّات است مثل ادّعاء علم با حركت زبان و اظهار بيان ، و ادّعاء ادب ، و صبر ، و حيا با حركات دالّه بر آنها . « به احكام الحركات » كه ادّعاهائى كه بر وجود مترتّب است از صنايع ظاهرى يا صبر و رضا و تسليم ، بهواسطه حركات ظاهرى بر وجود آنها حكم كند ، يعنى بهوسيله حركات افعالى ديگر غير از حركت قولى كه آن صرف ادّعاست . « و الثّانى دعاوى الغيبيّات » دوم ادعاء امور غيبى از قبيل وجد و حيرت ، و مكاشفات به احكام الغلبات كه غلبات آن حال حكم مىكند بر صدق ادّعاء